تبليغاتX
وبلاگ شخصي محمدعلي كهن پور
زندگي صحنه جاويد هنرمندي ماست هركسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود
با سلام

خیلی دوس دارم مفصل در مورد نظرتون جواب بدم اما فعلا نمیتونم اما مطمئنا در این مورد بیشتر صحبت میکنیم. اما واقعا فکر میکنم اشتباه میکنید و اون هم ناشی از ندانستن برخی حقایق تلخ که شاید ندانید بهتر باشد چرا که شاید به قیمت شکستن برخی باورهایتان تمام شود. حتما براتون مینویسم. در ضمن اینکه نمیدونم اگر یکی از طرف شما نظر بزاره چه جوری متوجه بشم فکر میکنم خودتون یه راه حل پیدا کنید بهتر باشه.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 1:14  توسط محمدعلي كهن پور  | 

میخواهم پیشرفت کنم. رشد کنم. منظور ذهنم اصلا این این نیست که کسی بشم. میخوام به تعالی امکان برسم. هر کسی در حد خودش و هر کسی در حیطه خودش. من میخوام در زمینه تخصص علمی و تحصیلیم تا حد اعلا برسم. برای همین قصد ازدواج ندارم. میخوام تا وقتی زنده هستم به بررسی علمی و پژوهش بپردازم و هیچی هم جز این برام مهم نیست. قصد دارم همه علم موجود در زمینه تخصص خودم رو بخونم و در کنار و ادامه روندش پژوهش کنم ، پیمایش کنم و تحقیق کنم و تولید علم کنم و فرآورده های علمی خوبی رو از خودم بجا بگذارم و بطوری که بتونم یه کاری برای علم کرده باشم و حداقل یک میلیمتر به علم اضافه کنم. اگرچه مطلب سیاسی میزارم تو وبلاگ ولی اصلا به فعالیت سیاسی علاقه ندارم. میخوام علم رو تکون بدم. میخوام همه پولم رو بدم یه آزمایشگاه تهیه کنم. آزمایشگاه فیزیولوژی تمرین محمدعلی کهن پور. این آرزوی منه. من در جائی از فکر قرار گرفتم که فقط همین رو میخوام و میخوام همه عمرمو وقف علم کنم. خسته شدم حتما تفریح میکنم و مطمئنم زیبا زندگی خواهم کرد تا حد امکان و توان. اما با رفع خستگی و روحیه تازه به تلاش انسانی خودم در زمینه تخصص خودم میپردازم. اما اگر تشکیل خانواده بدم یقین دارم نمیتونم. حداقل بدلیل تجربه یک نامزدی یقین دارم. آزمایشگاه رو که بزنم اونجا مثلا موش میارم و تمرین میدم و هم پاسخ های تمرینی و هم سازگاریهای تمرینی رو در زمینه فیزیولوژی تمرین و بخصوص حیطه های فعالیتی خودم از جمله علم تمرین ، سازگاریهای ساختاری و عملکردی قلب با ورزش ، ایمونولوژی ورزش ، فیزیولوژی ورزشی سلولی ، سیستم اندوکرین در ورزش ، پروتئینوری و هماچوری ورزشی ، لاکتات و بزاق مورد بررسی قرار میدم. البته نه فقط موش شاید حیوانات مناسب دیگری که سیستم شبیه انسان دارند. و البته در مورد تحقیقات غیر تهاجمی و اخلاقی روی خود انسان. چه تمرین کرده و چه تمرین نکرده. من فقط همینو میخوام. من میخوام بعنوان یک پژوهشگر خودم رو در این جریان تمام کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 22:21  توسط محمدعلي كهن پور  | 

سلام

امروز از چند تا از دست نوشته های خودم در چند ماه گذشته میزارم که فکر نمیکنم در وبلاگ یا جای دیگه گذاشته باشم/

 

تاکید بر پایبندی اینجانب به جمهوری اسلامی

 

سلام. بنده نیاز به تاکید دوباره می بینم که بگم پایبند و معتقد به جمهوری اسلامی هستم.

اما احساس و لمس من از وضعیت کنونی اینه که امروز نه به جمهوری پایبندیم نه به اسلام به معنای واقعی. مردم ما باید هوشمند باشند و در راه مواضع دشمنان اسلام و انقلاب گام بر ندارند. من موضع خودم رو اعلام میکنم : اصلاح طلب جمهوری اسلامی. بنده میگم اسلام کاملترین و آزادترین دینه. اگر جمهوری اسلامی درست پیاده بشه و طبق همین اسلام تمام ادیان حق حیات آزادانه داشته باشند و به آیه قرآن که میگه هرکس به دین خود عمل بشود ، تمام اقشار از اون رازی هستند. رازی کردن مردم و ایجاد مشروعیت مردمی با عملکرد خودمان باعث خوشحالی خداوند میشود. زیرا باعث نشر نام نیک از اسلام میشود. همه که قرآن نخوانده اند تا بدانند اسلام چه دینی است به خدا قسم با عملکرد شما از اسلام بیزار می شوند. آیا در این 30 سال البته بخصوص در 20 سال گذشته بر طرفداران و پیروان شما افزوده شده است یا کاسته شده؟ اگر افزوده شده بدانید برای اسلام کار کرده اید و اگر کاسته شده به ضرر اسلام. مردم نمی دانند اسلام چیست و از آن تخطی میکنند؟ فرهنگسازی کنید نه اینکه با زور. آنها که نمیدانند اسلام چه دینی است فکر میکنند همینی است که میبینند. خدایا خودت بداد ما برس.

 

محمدعلی کهن پور 15 مرداد 1388

---------------------------------------

همچنین چند ماه گذشته پیامی برای متخصصان ورزش ایران گذاشتم :

پیام برای متخصصان ورزش :

 

سلام بر همگی ، محمدعلی کهن پور هستم دانشجو کارشناسی ارشد فیزیولوژی ورزش تهران مرکز

به نظر من اولین کاری که باید انجام شود تغییر ساختار ورزش کشور است که طبیعتا بسیار دشوار است. اما بدون این کار هر کار علمی توسط متخصصان ورزش غیرعملی به نظر میرسد. لذا خواهش و درخواستی که از تمام اساتید خودم دارم فکری در این رابطه میباشد. نظر بنده تهیه یک لایحه برای مجلس توسط تمامی اساتید و جمع آوری امضا از همه برای تغییر ساختار میباشد. البته مسلما نظر اساتید متخصص میتواند بهتر و کامل تر باشد اما تغییر ساختار و قانون ورزش در کشور میبایست اولین اقدام و در حقیقت تنها اولویت زمان حاضر باشد تا دیگر ورزش دست نا اهلان نباشد. تا به کی اساتید و متخصصان ورزش باید یا در خانه باشند و یا در دانشگاه. ورزش باید دست کسانی باشد که در این زمینه تحصیل کرده و تخصص دارند. هر کسی باید در زمینه ای که سواد دارد به کشور خدمت کند. تقاضا و خواهشم از متخصصان ورزش ایران همین است. لطفا بداد ورزش ایران برسید.

محمدعلی کهن پور

تیرماه1388

 --------------------------------

البته امروز ۷ بهمن ۸۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 23:14  توسط محمدعلي كهن پور  | 

سلام

شیرین خانم بازم کامنت گذاشته بودند که خط به خط به صورت روشمند بهش می‌پردازم

 

 شیرین خانم : {{علیک سلام, بله عرض کردم مطالعه بفرمایین ولی ظاهرا فقط به اسم کتاب بسنده کردین که عارضم رنج احمد آقا به سبب رنج امام هم بوده است.

من : خود امام (وصیت نامه ایشان) فرمودند بعد از من هیچ چیز را از غیر از من و به نقل از من نپذیرید و به همین جهت هم نامه ی عزل (به قول شما طرد) آقای منتظری را که به خط احمد آفا میباشد را و ممکن است املای امام باشد گفته اند که خط امام است و این به نظر من بزرگترین اشتباه بوده است.


شیرین خانم : "شهید محمد منتظری: منزل پدر من جای امن منافقین است و من نخواهم گذاشت منافقین آنجا را تصاحب کنند." که با از پا درآوردن ایشون تصاحب شد.

من : اصلا این را قبول ندارم. چنین چیزی نیست.

 

شیرین خانم : لطفا تمام مطالب مربوط به فریب اقای منتظری توسط مهدی هاشمی معدوم و جوابیه های احمد آقا رو مطالعه بفرمایین تا نه شهامت و صداقت بلکه سادگی و ساده لوحی ایشون "به قول خود امام" دستتون بیاد(اگر واقعا خواهان حقیقت هستیم وگرنه اصراری نیست).}}

من : این را که میگوئید میدانم ولی من اصلا صحبت های احمد آقا را قبول ندارم. البته احمد آقا انسان خوش فطرتی بودند و برای همین خیلی زود از دنیا رفتند. آن سادگی و ساده لوحی نیز خط احمد آقا است و اگرچه خود اما فرمودند هیچ چیز را به غیر از من نپذیرید گفته اند خط امام است که اگر شما نیز خواهان حقیقت باشید من به سادگی متوجه تان خواهم کرد که خط ، خط چه کسی است. اما گفتند خط امام است. اگرچه آقای منتظری گفته اند گمان بد نبریم شاید املای امام بوده است. و البته باز هم خود آقای منتظری گفته اند آیت الله خمینی مجتهد بودند ، فیلسوف بودند ، عارف بودند ، رهبر انقلاب بودند ، شجاع بودند ، با تقوا بودند اما ایشان هم مثل بقیه یک انسان بودند ، مخصوصا در آن شرایطی که آخر کار ایشان پیدا کرده بودند ، در این اواخر ایشان بیمار بودند ، سرطان داشتند ، اعصابشان ناراحت بود ... یکی از افراد نقل می‌کرد این یکی دو سال آخر ما هر کاری با امام داشتیم با احمد آقا حل می‌کردیم و به اسم امام منعکس می‌کردیم ، ما اصلا دسترسی به امام نداشتیم می‌رفتیم با احمد آقا مطرح می‌کردیم.


شیرین خانم :{{چون میبینم هر دو امام رو قبول داریم با توجه به مطالبی که از قول امام نوشتین شما رو به دیگر سخنان امام متوجه میکنم که تسخیر سفارت (لانه) جاسوسی آمریکا رو "انقلاب دوم" نامیدن که نه به زعم شما وآقای منتظری به مانند تصرف خاک یک کشور بلکه خاتمه دادن به جاسوسیهای آن کشور (آن هم مستکبر) در خاک خودی بوده و این تغییر موضع نه چندان بعید آقای منتظری همچون عذرخواهی اقای مخملباف کام آمریکا رو شیرین و دل همان انقلابیونی را که هم شما و هم بنده مثل هر جوان وطنپرست دیگر بدان مفتخریم دلخونتر کرد.}}

من : امام را به عنوان همان مجتهد بزرگ ، فیلسوف بزرگ ، عارف بزرگ ، رهبر انقلاب ، شجاع ، با تقوا و در یک کلام مرد بزرگ و یک مرجع دینی عالیقدر میدانم نه به عنوان معصوم. البته در جه فقهی و علمی ایشان از من بالاتر بوده و خواهد بود اما من در این رابطه نظر خود را صرف نظر از عواقب بعدی میدانم. و البته امریکا را یک شیطان بزرگ میدانم همانطور که این احساس را در قبال انگلیس ، روسیه ، چین و فرانسه دارم. و البته این احساس میتواند روزی متفاوت باشد چون همانطور که گفته ام کشورها نیستند که خوب هستند یا بد بلکه اداره کنندگان آنها هستند.


شیرین خانم : {{ کسی نمیتونه منکر زحمات و تلاشهای آقایان بشه اما از آنجائیکه باز هم به قول خود امام " ملاک وضع فعلی افراد است" ملاحظه میفرمایین که امام با کسی که حاصل عمر خود بود چطور برخورد کردن(و از عزل ایشان چه گریه ها که نکردن)چه برسد به دیگر به اصطلاح یاران... پس کسانی هم که (چه زمان خود امام و چه زمان حال) از خط امام خارج میشوند مستحق عزل و طرد هستند.(که باز هم شما رو متوجه پیام تسلیت رهبری به مناسبت فوت آقای منتظری میکنم تا بدونین که بودند خیل کثیری که به دلیل پیام تسلیت رهبری, عکس رهبر به دست, برای تشییع ایشان جمع شدند و البته افرادی هم بودن که از مراسم ایشان اهداف سیاسی خودشون رو دنبال کردن, و البته من هم منکر وحدت و مرجعیت دوستی مردم ایران نمیشوم) .کماکان هم شاهدیم که بعضی مسولین و البته اکثریت مردم از این امور تاریخی عبرت گرفته و با کسی" عقد اخوت" نبسته اند(9 دی)}}

من : با این جمله امام امت که ملاک وضع فعلی افراد است کاملا با شما موافقم. در مورد گریه کردن ایشان نمیدانم شاید کرده باشند و شاید هم نکرده باشند. در مورد خط امام اگرچه امام را همانگونه که گفتم قبول دارم و دوست دارم اما با این کلمه خط امام مشکل دارم. البته اگرچه خط امام خط اسلامی و دینی است به نظر من خط اسلام و در کل خط دین مناسب تر است. زیرا از انحصار خارج می‌شویم. در مورد پیام تسلیت رهبری به مناسبت درگذشت آقای منتظری هم من نمیدانم شما چگونه برداشت کردید اما من با وجود انتقادات فراوان و البته اینکه روزگاری پیرو بدون انتقاد ایشان بودم باید بگویم اگر یک نقطه تاریک در زندگی ایشان باشد همین پیام تسلیت است. البته من هنوز هم پیرو منافع کشورم هستم و اگرچه اعتقاد دارم باید همه دنیا را وطن خویش دانست چون آفریننده همه خداوند متعال است اما در اینکه نسبت به خاک کشورم و به خصوص مناطق تخت جمشید و پاسارگاد عشق می‌ورزم تردیدی نیست. در مورد خیل کثیری هم که میگید با عکس رهبر به دست آمدند واقعیت این است که چون ما اکثر را به صورت نسبی به کار می‌بریم باید بگویم قلیل بودند و نه کثیر و البته شخصا اعتقاد بر خودجوش بودن آن ندارم. شاید مثل 9 دی و البته خیلی از مردم که 9 دی آمدند بصورت خود جوش آمدند ولی آنچه من و شما دیدیم همه اش خود جوش نبود. در مورد افرادی هم که دنبال استفاده سیاسی خود بودند شاید حق با شما باشد. در مورد آموختن درس نیز بنده خوش بین نیستم اگرچه آرزومندم و دعا میکنم.

 

شیرین خانم : {{توجه شما رو باز هم به مرور حق کشیهای (این خوبترین و زیباترین واژه ای بود که بنا به سفارش شما مینویسم و نمینویسم جنایتها و وحشی گریهای)آمریکا در قبال ایران قبل از زمان تسخیر سفارت جلب میکنم که بگویم زورگوییهای بعدی یا به قول شما و اقای منتظری (چون فرمودین هم عقیده هستین) عواقب بد بعدی نه نتیجه ی تسخیر بلکه ادامه ی استکبار آن مستکبران بوده.}}

من : اگر از اینکه در مورد امریکا نمیگوئید جنایت ها و وحشی گری ها منظورتان کنایه به من در مورد یکی از مطالبم است باید بگویم آنچه در مورد زندانهای بوش و امریکا گذاشتم جز جنایت و وحشی گری نبود و البته در زمان اوباما نیز هنوز متوقف نشده است و شاید شدت آن کم شده است اما آنها جنایت و وحشی گری را ظاهرا فقط برای خود نقض حقوق بشر نمیدانند. منظور از عواقب برخورد جهان صرف نظر از امریکا با این قضیه بود و البته من در مورد عواقب ابراز هم عقیده بودن نکردم و صرفا در مورد تسخیر بود.


شیرین خانم : {{و در آخر صرفنظر از تناقض گوییهای شما که میفرمایین(( 1-در مورد من اظهار نظر منفی و مثبت نکردین و2- میفرمایین کسی نمیتونه حد دیگری رو نشون بده( اما این دو کار رو در دو بند اول جواب قبلیتان کردین:دوستان میبینید که شیرین خانم...) و 3-در برابر اظهار نظر امیرحسین(شاید اخویتان باشن) درباره رهبری, میفرمایین که ایشون حق دارن که نظرشخصی خودشون رو بیان کنن ولی در برابر اظهار نظر بنده درباره اقای منتظری, میفرمایین که در جایگاهی نیستم که...))

من : اگر اظهار نظر منفی کردم یا فکر میکنید حد شما رو نشون دادم واقعا از شما معذرت میخوام. در مورد اظهار نظر هم یقینا هر کس آزادی و حق طبیعی خودش را دارد اما نه بی ادبی البته در این مورد هم تقریبا هرکس آزاد است ولی نکته ای که بدین جهت بدان پرداختم اطلاعاتی بود که من فکر میکنم شما هم درست به مانند مادر و خواهر من و دیگران در این زمینه اشتباه میکنید و دیگر حق قضاوت با خود بزرگوارتان.


شیرین خانم : عارضم حرف شما رو بازم قبول میکنم که حرف و عملکرد کسی حد وی رو نشون میده (خواه دیکتاتوری, خواه ساده لوحی , خواه بیسوادی..) و لازم نیست که کسی اون رو نشون بده ولی به قول خود شما میتونه اعتقاد خودشو بیان کنه و من هم در آن جواب تنها نظرم رو بیان کردم}}

من : من هم با شما موافقم


شیرین خانم : {{در آخر عارضم که من در اوقات بیکاری مطالب روز اینترنت رو پیگیر هستم مگر اینکه وقت نکنم و البته من هم از وقت شما جهت پاسخ به سوالم خیلی ممنونم و امیدوارم موفق باشین. }}

من : من هم از اینکه مطالب وبلاگم را در کنار دیگر مطالعات اینترنتی روزانتون پیگیری میکنید متشکرم و برای شما نیز آرزوی موفقیت دارم/

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 22:25  توسط محمدعلي كهن پور  | 

نظر شیرین خانم که خوشبختم که مرتب وبلاگم رو مطالعه میکنند و چون نظرم رو خواسته بودند میزارم و نظرم رو میگم :

توسط:شیرین
در مورد مطرود بودن ایشون همین بس که رنجنامه ی امام رو مطالعه بفرمایین.
در مورد عذر خواهی ایت الله منتظری از آمریکا چند روز پیش از مرگشون خیلی دوس دارم نظرتون رو بدونم.
در مورد محاکمه من منظورم شما نبودی که به خودتون گرفتین.... منظور من به نظر بالایی (امیرحسین) بود.
بله البته خیلی باهاتون موافقم هر کس حد خودشو نشون میده... منظور من هم نشون دادن حد موسوی بود...
درباره ی اظهار نظرتون درمورد شخصیت و سواد بنده هم مشکلی نیست هر کس آزادی خودشو داره تا با قضایا هر جور خواست برخورد کنه اما...

ابتدا سلام. در مورد مطرود بودن که گفته بودید رنجنامه امام رو مطالعه کنم باید بگم اون رنجنامه احمد آقای خمینی است نه امام. در ثانی آقای منتظری خودشون مرجع تقلید ، دومین معمار انقلاب اسلامی و به تعبیر امام برج بلند اسلام بودند و مرجع تقلید نمیتواند مرجع تقلید دیگری را مطرود بنامد و البته عزل با طرد متفاوت است. و از نظر من چون امام انسان پرهیزگار و با تقوایی بودند در اینکه آن سخنان را امام گفته بودند شک دارم. و البته همانطور که امام گفتند و ما هم صرف نظر از سخن امام بزرگوار اعتقاد داریم که دیانت ما مثل سیاست ماست هیچ کس حق ندارد به کس دیگر بگوید وارد سیاست نشو و البته امام به آقای منتظری گفتند که نظام و جامعه از نظرات شما استفاده نمایند. به نظر شما امام وقتی کسی را طرد میکند به او میگوید که نظام و جامعه از نظرات شما استفاده نماید؟ پس اگر هم چیزی بوده عزل بوده نه طرد که البته بنده اعتقاد دارم آن هم وظیفه خبرگان بوده اما مردم امام را دوست دارند. این قضیه منتظری مطرود بعد از امام مطرح شد و همان چیزی هم که در ۲ ماه آخر حیات امام مطرح شد عزل بود نه طرد.

در مورد عذرخواهی آقای منتظری از امریکا هم باید بگم که عذرخواهی در کار نبوده و فقط ایشان گفته اند که قضیه اشغال سفارت امریکا بدین جهت که سفارت یک کشور جزء خاک اون کشور به حساب میاد کار درستی نبوده و به مرور زمان عواقب خوبی هم نداشته و خودشون گفتند که من سابقا در زمان اشغال  موافق بودم و حالا مخالف و این به نظر من صرف نظر از درست بودن عقیدشون که به نظر من هم درسته ، نشان دهنده شهامت و صداقت ایشون میباشد.

در مورد محاکمه هم هر کسی نظر خودشو داره و البته من هنوز خوشبینم مسئولین اشتباهات خودشون رو تکرار نکنند و از تاریخ و اسلام درس بگیرند. و بیش از این چهره ی اسلام عزیز رو در بین مردم ایران و جهان مخدوش نکنند.

در مورد نشان دادن حد هم باید بگم آقای موسوی با بیانیشون حد خودشونو نشون دادند و شما هم حد خودتون رو نشون دادید. من که نمیتونم حد شما رو نشون بدم و شما هم حد من رو نشون بدید. هر شخصی با بیان خودش ، اعتقاد خودش و عملکرد خودش حد خودش رو نشون میده و نمیتونه برای نشان دادن حد دیگری اقدام کنه و هیچ کس در جایگاه دیگری قرار نداره و هر کس در جایگاه خودش قرار داره.

من هم در مورد شخصیت و سواد شما اظهار نظر منفی یا مثبت نکردم و البته همین که مطالب وبلاگ من رو دنبال میکنید ازتون تشکر میکنم اما ما باید خوب و زیبا با قضایا برخورد کنیم و صرف نظر از اینکه بخواهیم چیزی رو نشون بدیم شخصیت ، سواد و سطح نگرش خودمون رو نشون میدیم.

بازم تشکر میکنم ازتون که وبلاگ شخصیم رو مطالعه میکنید.

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 1:22  توسط محمدعلي كهن پور  | 

سلام این نظرات چند روز گذشته وبلاگمه :

توسط:شیرین

 

از یه طرف میگین خط امامی هستین از طرف دیگه طرفدار منتظری مطرود....قسم حضرت عباس یا دم خروس؟!؟!؟!؟

توسط:شیرین

 

حتما چشاتونو بسته بودین ندیدین همون مردمی که میگین به کمتر از محاکمه ی رهبری راضی نیستن چطور فریاد محاکمه ی موسوی و سران فتنه رو سر داده بودن... رهبری هم اگه مثل بعضیا دیکتاتور بود دستور میداد مردم بریزن و حساب سران فتنه رو تموم کنن اما ایشون 19 دی همه رو به آرامش و تبعیت از قانون فرا خوندن....راستی آقا محمدعلی بازم گلی به گوشه ی جمال شما که حرمت شکنی عاشورا رو محکوم کردین... آقای موسوی که تو بیانیشون فرمودن "اگر هم بی حرمتی شده باشه مورد تایید نیست" دقت میکنین که...

توسط:بیانیه شونصد و یکم آقای چیز!!...

بسم*الرحیم. سلام بر معاندین مظلوم و منافقین بااخلاص و درود بر محاربین فی*سبیل*الله، همان نمک به حرام*های خداجو که سنگ یزید را صاف به سینه ملت کوبیدند و آن* را انداختند گردن لباس*شخصی*ها. و سلام بر آشوبگران عزادار که در روز عاشورا مغازه*های ملت را به آتش کشیدند تا ثابت کنند بعد از یزید، هستند دلسوزانی که راه حرمله و آن پست*فطرت را ادامه دهند.

و درود بر نالوطی*هایی که به بانک*ها حمله کردند، بدان امید که اقساط عقب*مانده مردم را از جیب خود بپردازند و در این راه مقدس از هیچ جنایتی دریغ نکردند و درود بر حرام*لقمه*هایی که خیمه عزاداری را بی*هیچ چشم*داشتی آتش زدند تا ملت بفهمد که در شام *غریبان کربلا، وقتی خیمه*ها را آتش زدند، چه*جوری بود! همواره به اینجانب و آن*جانب (شیخ بی*سواد) و آن یکی جانب (مزدور اجانب) گفته می*شد که چی؟ که اگر شما لال*مانی بگیرید و اطلاعیه ندهید، ملت به خیابان*ها نمی*آیند و ما اگر اطلاعیه هم بدهیم باز ملت به خیابان*ها نمی*آیند و نامرد*ها وقتی هم که به خیابان می*آیند، خواهان محاکمه ما هستند.

 

توسط:ادامه

 

بنده به عنوان یک چیز کوچک از جنبش سبز با این نظر موافق نبودم و با نظر دیگری موافق بودم و با خودم همچین می*اندیشیدم که ما اگر در چارچوب همین قانون اساسی نتوانیم براندازی کنیم، پس اصلا این زندگی به چه دردی می*خورد و این در حالی است که نظام باید سعه*صدر خود را بالا ببرد و اسرائیل را به آمریکا، آمریکا را به انگلیس، انگلیس را به معاند، معاند را به بدذات، بدذات را به بزغاله گوساله، بزغاله گوساله را به گوسفند شبیه*سازی شده، گوسفند شبیه*سازی شده را به اورانیوم غنی*شده، اورانیوم غنی*شده را به اورانیوم 20*درصد، اورانیوم 20*درصد را به منیزیم، منیزیم را به عناصر جدول مندلیف، عناصر جدول مندلیف را به عناصر دلسوز و عناصر دلسوز را به عناصر گازسوز تبدیل کند، نه اینکه حالا چون یک عده در روز عاشورا هتک*حرمت کردند، اینها را بفرستد زندان، بلکه باید کار فرهنگی کرد و نباید از بلند*گو*های رسمی به اینها بگوید بزغاله گوساله، بلکه این* کار حتی*المقدور از بلندگو*های غیررسمی صورت بگیرد بهتر است.

چرا که طبق قرآن، کسانی که خر هستند و نمی*فهمند، اینها از چارپایان هم بدترند و لامروت*ها می*توانند با شکل*گیری شبکه وسیع اجتماعی که به صورت خودجوش، توسط منافقین سازماندهی می*شود خطراتی را متوجه چیز بکنند که خدا از سر تقصیرات این خداجویان فتنه*گر نگذرد. مشاهده فیلم*های تکان*دهنده عاشورا نشان می*دهد که اولا دیدن این فیلم*ها برای کودکان و کسانی که بیماری*های قلبی دارند درست نیست و ثانیا اگر رسانه ملی یک جو انصاف داشت، برای تلطیف فضا «راز بقا» پخش می*کرد نه اینکه این تصاویر را نشان بدهد.
............گیرم که کروبی را دستگیر کردید، لااقل شهرام جزایری را آزاد کنید که 1- شیخ در زندان شهرام را نتیغد،

2- شهرام بتواند برای شیخ وثیقه جور کند، و من فکر می*کنم به جای به زندان انداختن کروبی، بهتر است به امور زیربنایی و سخت*افزاری فکر کرد.

توسط:و...

بنده به صراحت می*گویم که وقتی سخنران به خرهای الاغي که در عاشورا فتنه کردند، گفت بزغاله گوساله، نباید بخش عظیمی از ملت که در راهپیمایی بودند، می*خندیدند و این اصلا درست نیست و سخنران به یک عده گفت، حزب*الله و به یک عده گفت، حزب*الشیطان. آیا چون آمریکا از ما حمایت می*کند، ما آمریکایی هستیم؟!

و این در حالی است که اسرائیل هم از ما حمایت می*کند و اتفاقا اسرائیل بیشتر از آمریکا از ما حمایت می*کند و این اوج مظلومیت* ما را می*رساند و نشان می*دهد ما آمریکایی نیستیم بلکه ما دلسوزان نظام هستیم و اعتقادی هم به براندازی نداریم و این براندازان هستند که به ما لطف دارند و من اصلا ابایی ندارم که یکی از منافقین مظلوم و بی*ریایی باشم که بعد از انتخابات بازداشت شده*اند و در این باره البته کروبی، صفای بیشتری نسبت به من و دیگر سران فتنه دارد. ما معتقد به تفسیر BBC از قرآن هستیم که آیه «لفتنهًْ اشد من القتل» را خیلی خوشگل معنا کرد. جنبش سبز مخالف دروغ و موافق خالی*بندی است. من علی*ای*حال چند راهکار دارم که در زیر می*آید:

1- قبلا گفته بودم انتخابات باید ابطال شود، راستش چهارشنبه ملت را که دیدم، چیز شدم. لذا ما دولت را فعلا قبول داریم اما دولت هم باید ما را قبول داشته باشد و مجلس و قوه قضائیه باید دوتایی بیفتند به جان دولت. ما هم هستیم.

2- باید برای انتخابات یک قانون شفاف تدوین شود که از قبل پیروزی ما را در انتخابات تضمین کند. در این قانون هیچ وقت نباید تعداد آرای باطله از آرای کروبی بیشتر باشد.

3- زندانیان اعم از خفاش شب، پلنگ روز، زرافه دم غروب، بزغاله گوساله، قاتل دوچرخه*سوار، منافق، آشوبگر و... .باید آزاد باشند و علاوه بر این نظام باید تضمین بدهد که اگر این ذلیل*مرده*های خداجو، بازهم دست به ارتکاب جنایت زدند با آنها در نهایت احترام و با رعایت حقوق شهروندی برخورد کند.

4- آزادی مطبوعات توقیف شده*ای که به قصد تشویش اذهان عمومی، نشر اکاذیب کردند و بستن روزنامه*هایی که شعارهای ملت در روز چهارشنبه را پوشش دادند.

5- به رسمیت شناختن حقوق منافقین و عناصر فرصت*طلب و استفاده از تجربیات محاربین خداجو در اداره کشور و میدان دادن به نااهلان خداجو و نامحرمان عزادار در مدیریت**های میانی.....................

 

توسط:sheeva

 

انقلاب، آزادی ، جمهوری اسلامی،  چیبه سر این شعارها آمد . آیتالله منتظری پدر انقلاب مقدّس  اسلامی فرمودند:
مسئولین لااقل شجاعت این را داشته باشند که اعلام‏ ‏کنند این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی و هیچ کس هم حق‏ ‏اعتراض و اظهار نظر و انتقاد ندارد
امیدوارم تا کاملاً دیر نشده‏ ‏مسئولین امر به خود آیند و بیش از این وجهه نظام جمهوری اسلامی را در‏ ‏بین تودههای زجر کشیده و سیلیخورده ایران و در سطح جهانی خدشهدار‏ ‏نکنند و موجب سقوط خود و نظام نگردند

 

صحبت من : ملاحظه می فرمائید که شیرین خانم و شخصی بنام بیانیه ... که با ادامه و و... ادامه داده بودند از چه شخصیت ، فرهنگ ، سواد و اعتقاد عملی دینی برخوردار بودند. ایشان به جای بیان دو کلمه منطقی و حساب قصد دارند اعتقادات و مواضع خودشونو اینجوری بیان کنند. آقای منتظری که مطرود نبودند شاید عزل شده باشند. کسی که طرد شده باشه که بهش نمیگن شما حاصل عمر من بوده و در حوزه خدمت کنید و مردم و نظام هم از نظرات شما استفاده کنند. حتی اگر هم مطرود باشند من و شما در حدی نیستیم که این مرجع فقید عالیقدر رو مطرود بخونیم. منم هیچ وقت نگفتم مردم به کمتر از محاکمه رهبری راضی نیستن و اگرچه خیلی به ایشان انتقاد دارم ولی فعلا در این موضع نبودم و البته یه عده شاید باشن و هر کسی مواضع و نقطه نظرات خاص خودشو داره. در مورد اون بیانیه هم باید بگم که هر کسی آزادی خودشو داره تا با قضایا هر جور خواست برخورد کنه اما در این برخورد حد خودشو نشون میده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 17:53  توسط محمدعلي كهن پور  | 

اینجانب اغتشاشات مردم (عده ای از مردم) در روز عاشورا را به شدت محکوم میکنم و باید بگویم اگر هم آنها اعتراضی داشتند نباید با شادی و تخریب اموال عمومی و شخصی دیگر مردم توام میکردند. آری روز عاشورا روز آزاده خواهی و ایستادگی در برابر ظلم و ستم ظالمین و زیاده خواهان است. اعتراض جای خود اما با روش خود نه با شادی در روز شهادت امام ما و یاران با وفایش. توهین به مقدسات در مورد هر دینی محکوم است. البته عده ای هم بودند که فقط احقاق حق را شعار و فریاد کردند اما منظور من آنهایی است که یا سود جو هستند و یا نمی دانند آنچه را باید بدانند. در موزد شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه هم باید بگویم بنده کاملا با این شعار مخالف هستم. اکثریت مردم ایران مسلمان هستند و باید نظام اسلامی پا برجا باشد و بنده اعتقاد به اصل ولایت فقیه دارم. شما می توانید با شخص مخالفت کنید اما این صحیح نیست که با اصل مخالفت کنید (از نظر من) و البته موافقت و مخالفت حق هر شخص است اما هیچ کس حق ندارد به مقدسات دیگران توهین کند. اما در مورد این همه مسائلی که بعد از روز عاشورا مطرح شد باید بگویم عملکرد ما صحیح نیست. ما باید قضیه را آسیب شناسی کنیم. نخبگان جامعه می‌بایست در صحنه باشند و در مورد وظیفه دینی ، اخلاقی و انسانی خود کوتاهی نکنند. بنده قبلا موضع خود را در مورد نظام حاکم مطلوب مطرح کرده ام و گفته ام که نظام شاهنشاهی شیوه کهنه ای بود که می‌بایست از صحنه روزگار محو می‌شد و ملت ایران در یک انقلاب تاریخی در سال 57 حرکت درست تاریخ را انجام دادند. نظام مطلوب به عقیده بنده از نوع جمهوری است و چون ملت بزرگوار ایران در مقام اکثریت مسلمان هستند نظام مطلوب جمهوری اسلامی می‌باشد. و البته با ولایت فقیه. یک مرجع تقلید جامع الشرایط جامعه در مقام ولی فقیه جمهوری اسلامی لازم است با یک مجلس خبرگان که آنها نیز خبرگان و نخبگان حیطه اجتهاد اسلامی باشند. این موضع بنده. البته ولی فقیه اگر حکومت کند می‌شود حکومت اسلامی نه جمهوری اسلامی. ما به این دلیل به ولی فقیه نیاز داریم که در مواقعی که اداره کنندگان جمهوری و کشور از حیطه شرع دین مان خارج شدند به صحنه وارد شود و اعمال نظر و عمل کند و در این زمینه اختیارات لازم و کامل را داشته باشد و مجلس خبرگان هم که باید خبرگان و نخبگان دین باشند بر کار ایشان نظارت کنند. پس من این شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه را محکوم می‌کنم. اما اگرچه این موضع من است و هنوز هم است باید بگویم این نظام نیست که کشور را اداره می‌کنند بلکه این افرادی که نظام را می‌سازند هستند که کشور را اداره می‌کنند. به عنوان مثال اگر نظام شاهنشاهی باشد (که بنده آن را نظامی کهنه می‌دانم) ، اما عدالت و انصاف را در جامعه برقرار کند همه آن را دوست دارند. اما اگر نظام جمهوری اسلامی باشد (که نظام مطلوب نظر بنده است) اما ظلم کند مردم آن را دوست ندارند. حال عده مردم کم یا زیاد باشند ما در قبال آنها مسئولیم. اگرچه من شادی در روز شهادت سالار شهیدان اسلام را به جد محکوم میکنم و اگر اینگونه بوده در این مورد دلگرفته و غمگین هستم (که عده ای به اینجا رسیده اند) اما این را هشدار میدهم که ما چه کرده ایم که مردم (خواه عده ای کم) اینگونه شده اند. ما در نظام اسلامی وظیفه و مسئولیت سنگینی در قبال اسلام داریم. هر چه ما انجام دهیم عامه مردم بر این باورند که اسلام همین است. پس ما باید ببینیم کجای کار ما اشکال داشته است. چرا عده ای در روز عاشورا شادی میکنند (منظورم شادی است و من شادی را محکوم میکنم نه اعتراض یا احقاق حق خواه درست خواه نادرست). چرا آنها از اسلام و اصل ولایت فقیه که ما به آن اعتقاد داریم بیزار شده اند. البته عده ای همواره دشمن هستند و مترصد ضربه. اما آیا ما از خود سئوال کردیم که نکند که ما جایی اشتباه داشتیم که مرردم یا همان عده ای قلیل اینگونه کردند و بر ضد ولایت فقیه شعار دادند یا فقط آمدیم علیه آنها صحبت کردیم و آنها را ضد انقلاب خطاب کردیم. من عملکرد آنها را توجیه نمیکنم و محکومیت این عملکرد به دید بنده بر قوت خود باقی است در مورد حرمت شکنان. اما آیا ما سعی بر اصلاح آنان کرده ایم. ما سعی کرده ایم پای صحبت های خواه غیر منطقی آنها بشینیم. به خدا قسم اگر می نشستیم کار به اینجا نمیکشید و آنها پای امام شهیدمان را وسط نمیکشیدند. درک مردم با هم متفاوت است. عده ای هستند که عملکرد بد ما را به حساب وجود مبارک رسول خدا و ائمه معصومین میگذارند. این یک حقیقت است. ما نباید فرزندان خود را به حال خود رها کنیم. امر به معروف و نهی از منکر کنیم ، پای صحبت های آنها بشینیم ، نقطه نظرات آنها چیست ، آنها چه توقعات و انتظاراتی از حاکمان خود دارند. یادمان باشد که ما مسلمانیم. مسلمان راه حسین. ما افتخارمان این است که عاشق وجود مبارک رسول بزرگوار خداوند متعال و ائمه معصوممان هستیم و باید ببینیم آنها چگونه رفتار میکردند. به خدا قسم 99% وجود مبارک علی (ع) ، رحمت بود و باقیمانده که کم هم نبود به جنگ مربوط بود. همه اشتباه میکنند و آنهایی هم که حرمت شکستند اشتباه کردند. اما آیا ما باید آنها را همه جوره و از هر طرف بکوبیم. بکوبید اما مرحله آخر. آیا سعی کرده ایم آنها را اصلاح کنیم و آنها را به راه راست هدایت کنیم اگر صلاحیت داریم. آیا یک بار ، فقط یک بار از خود پرسیده ایم که کجای کارمان اشکال داشت که عده ای بر علیه ما برآمدند و از اسلام بیزار شدند. چون ما پیاده کننده قوانین اسلام هستیم و هر چه ما انجام دهیم عامه مردم آن را عین اسلام می‌دانند. فقط یک بار این سئوال را از خود کرده ایم یا اینکه خود را عین تقدس میدانیم و به دور از اشتباه و اگر اشتباه یا خطایی باشد از ما نیست و حتما از دیگران است. البته صحبت من این است که در اینجا آنها که حرمت شکستند خطا کردند اما ما با آنها تفاوت داریم. ما نباید بگذاریم آنها در مورد ما و مهمتر از همه در مورد اسلام بد فکر کنند. این انتظار از ما می‌رود. بار دیگر میگویم افرادی که نظام را اداره میکنند مهمتر از خود نظام هستند. و به راستی چه شعار زیبائی است : استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی.

خداوندا ، به همگی ما قدرتی ده

که علی وار زندگی کنیم

حسن وار صبر کنیم

و حسین وار از همه چیزمان بگذریم

 

محمدعلی کهن پور

تهران

11 دی ماه 1388

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 21:15  توسط محمدعلي كهن پور  | 

نگاهى كوتاه حضرت آية الله العظمى حاج شيخ يوسف صانعى، در سال 1316 ش، در خانواده اى روحانى در روستاى نيك آباد اصفهان ولادت يافتند. جدّ ايشان آية الله حاج ملاّيوسف، از علماى پرهيزكار و وارسته زمان خود بودند. ايشان در فلسفه، از شاگردان ميرزا جهانگيرخان و در فقه، از شاگردان آية الله العظمى ميرزا حبيب الله رشتى بودند. آن بزرگوار به ميرزاى شيرازى بزرگ، رهبر نهضت تنباكو، دلبستگى فراوان داشته و از مروّجان وى بوده است. ايشان از آزادمنشى قابل وصفى برخوردار بودند و همواره در مقابل خوانين و زورمداران آن زمان، ايستادگى مى كردند.

پدرشان مرحوم حجة الاسلام آقاى شيخ محمدعلى صانعى نيز عالمى وارسته و روحانى زاهد و پرهيزكارى بودند و همواره ايشان را به فراگيرى علوم حوزوى فرا مى خواندند.

اين گونه بود كه معظّم له، در سال 1325 ش، وارد حوزه علميه اصفهان شدند و پس از گذراندن دروس مقدمات و كسب فيض از محضر علماى آن حوزه، در سال 1330 ش، براى ادامه تحصيل، رهسپار حوزه علميه قم شدند. استعداد زياد و جدّيت فراوان ايشان، باعث شد كه از همان زمان، در زمره طلاّب موفّق و مورد توجّه و علاقه بزرگان حوزه در آن زمان قرار گيرند. ايشان در امتحانات سطوح عالى حوزه در سال 1334 ش، رتبه اول را احراز نمودند و مورد تشويق مرحوم آية الله العظمى بروجردى(قدس سره) قرار گرفتند.

از همين سال بود كه با توجّه به ويژگيهاى منحصر به فرد درس خارجِ حضرت امام خمينى سلام الله عليه، در آن شركت نموده، توانستند با نبوغ و جدّيت خود، تا سال 1342 به طور مستمر از حوزه درس اصول و فقه و مبانى مُتقن حضرت امام بهره برده، در زمره شاگردان برجسته ايشان قرار گيرند. حضور فعّال در درس خارج امام سلام الله عليه طى ساليان دراز و ممارست فراوان نسبت به فراگيرى مبانى و تحقيقات آن بزرگوار، اِشراف ايشان را بر ديدگاه هاى فقهى و اصولى امام را به درجه اى رساند كه به تعبير خودشان، در حدّ شعور مبانى بود و از حدّ صِرف دانستن، بالاتر.
آية الله العظمى صانعى با سعى و اهتمام و توفيق الهى توانستند در 22 سالگى به مرحله اجتهاد دست يابند.

ايشان علاوه بر سالها تلمّذ در حوزه درس حضرت امام، از محضر اساتيد بزرگى چون: آية الله العظمى بروجردى، آية الله العظمى محقّق داماد و آية الله العظمى اراكى ـ رحمهم الله ـ نيز بهره برده اند و از سال 1354، رسماً تدريس خارج فقه را با كتاب زكات در مدرسه حقّانى (شهيدين) شروع نمودند و تقريرات آن درس به قلم دو تن از شاگردانشان، موجود است.

جمع كثيرى از طلاّب و فضلا، با شروع درس خارج فقه ايشان، توانستند از حوزه درس معظّم له استفاده كنند كه اينك بسيارى از آنان، جزو محقّقان و پژوهشگران ارزنده حوزه اند و برخى نيز در حدّ اجتهاد هستند كه در حوزه هاى علميه اشتغال داشته اند و يا در اداره نظام جمهورى اسلامى، ايفاى وظيفه مى كنند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 21:45  توسط محمدعلي كهن پور  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

برج بلند اسلام ، فقیه عالیقدر جهان تشیع ، پدر معنوی مردم مسلمان ایران ، آنکه در همه عمر تحت فشار بود و یادآور سیره ائمه عصمت و طهارت به رحمت ایزدی پیوست. حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ حسینعلی منتظری ، عالم بی همتای ربانی جهان تشیع در شب سوم محرم ، شبی که مختص حضرت رقیه(س) می باشد در سن ۸۷ سالگی پس از سالها مبارزه با ظلم مستکبرین و ظالمین ، زندان ، شکنجه ، رنج ، تبعید و دیگر ما را با باوری عدم و غمی سنگین و دلی گرفته ناشی از نبودش ،  تنها گذاشت. جهان تشیع و مسلمانان درک کرده ی مرام حسین(ع) در عزای ایشان غم و تنهایی بی بدیلی را تجربه می کنند. حسینعلی به حسین و علی پیوست. او از حجاب تن آزاد شد و ما دلسوزیم از غربتی که بر او گذشت. و این وظیفه اسلامی ما ادامه راه آن دانشمند جهان اسلام می باشد و یادش را زنده نگه داشتن تا زنده هستیم. ما متفاوتیم با مردم کوفه ما مسلمان راه حسینیم ، ما ایرانی هستیم و از هیچ چیز نمیترسیم. ما افتخار می کنیم که تا زنده ایم برای جهان اسلام و بشر مفید باشیم و افتخارمان این است که عاشق شهادت هستیم. آقا تو رفتی اما بدان که هیچ وقت فراموشت نمیکنیم ، آقا تو رفتی اما بدان که تو را به قضاوت تاریخ گذاشته ایم. امام های ما همیشه تحت فشار بودند و تو نیز اینگونه بودی. افتخار میکنم که با اندیشه هایت آشنا شدم و به آنها باور و اعتقاد قلبی دارم. تنها افسوسم این است که قصد داشتم روزی خدمت برسم و با هم صحبت کنیم. اما نشد. آقا اگرچه رفتنت تنها روحیه ای افسرده را برایم گذاشت اما آزادیت را از دنیای دنی تبریک می گویم. منتظری آزادیت مبارک.

در پایان وظیفه دارم که این عروج باور نکردنی فقیه عالیقدر جهان اسلام را به آقا امام زمان ، خانواده عزیزشان ، علما و مراجع عظام بخصوص حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ یوسف صانعی و میلیونها نفر از دوستداران ایشان تسلیت عرض نمایم.

باور آن هنوز برایم دشوار است.

تهران، ۱ دی ۱۳۸۸

محمدعلی کهن پور

 

 

-------------------------------------------------------------------------

پيام تسليت آيت الله العظمی صانعی (مدظله العالی)به مناسبت درگذشت حضرت آيت الله العظمی منتظری (قدس الله نفسه الزکيه)

باسمه تعالي

« اذا مات المؤمن الفقيه ثلم فی الاسلام ثلمة لا يسدها شئ »

رحلت فقيهی متقی و عارفی وارسته و محققی کم نظير و مجاهدی نستوه و اسوه ايستادگي، شيخنا الاستاد آيت الله العظمی آقای منتظری (قدس الله نفسه الزکيه) که در آستانه عاشورای حسينی به لقاء الله پيوست را به پيشگاه صاحب العصر و الزمان، حجت بن الحسن (ارواحنا و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء) و مراجع عظام تقليد و حوزه های علميه و ملت بزرگوار ايران و خانواده های معظم شهداء، ايثارگران و جانبازان و همه ملت های آزاده و وابستگان سببی و نسبی ايشان مخصوصاً جناب حجت الاسلام و المسلمين آقای حاج شيخ احمد منتظری تسليت عرض نموده،اميد آن که خداوند قادر و توانا و مهربان به همگان توفيق ادامه راهش را که همان ترويج از اسلام راستين يعنی تسليم در مقابل حق و عدالت که همان تسليم در مقابل کمال مطلق ذات باری تعالی باشد را عنايت فرموده و حيات و مماتمان را همراه با حب اهل بيت پيغمبر(صلی الله عليه و آله وسلم) که در طول تاريخ، هميشه با ظالمين به مبارزه برخاسته و با مظلوميت همه جانبه به شهادت رسيدند، قرار دهد.

قم المقدسه
يوسف صانعی
29/9/88
مطابق با سوم محرم الحرام 1431

تاریخ: 1388/9/29
---------------------------------------------------------------------------------------------------------

چند سئوال در مورد مراسم ماه محرم از آیت الله اعظمی صانعی :

پوشيدن لباس سياه در عزاداری سيدالشهداء
س- آيا پوشيدن پيراهن سياه در ايّام عزاداري امام حسين(عليه السلام) كراهت دارد؟ در فرض عدم كراهت، آيا استحباب نيز دارد؟
ج- مكروه نيست، چرا كه كراهت لباس سياه با مصلحتي زيادتر كه همان عزاداري سيّدالشهدا است، مرتفع مي گردد; كه با عزاداري سيّدالشهداست كه اسلام زنده نگه داشته شده است.

 

سينه زدن در عزاداری
س- دليل سينه زدن براي ائمه(عليهم السلام) چيست؟
ج- به دليل آن كه بر مورد سؤال عناوين مستحبي از جمله دستور به گريه كردن و گرياندن و تعزيه داري حضرت اباعبدالله الحسين(عليه السلام)و اظهار مصيبت و اداي احترام و اظهار علاقه صدق مي كند; بنابراين سينه زدن در عزاداري ائمه معصومين(عليهم السلام) نه تنها في حدّ نفسه جايز است، بلكه مستحب هم مي باشد و مشمول عناوين مرقومه است.

 

س- گفته مي شود اگر پلك چشمت رطوبتي پيدا كرد خداوند خطاب مي كند: اي بنده من، تمام گناهان تو را بخشيدم; اگر رطوبت به مژه هايش رسيد، خطاب مي شود تمام حاجات تو را برآوردم; اگر از مژه رطوبت يا اشك خارج شد، مي گويد بنده من گناهانت را بخشيدم و حاجاتت را برآوردم، فرداي قيامت عدّه اي گناه كار را به تو بخشيدم. اگر اين طور است كه با رطوبتي خداوند همه گناهان را مي بخشد، ديگر چرا مردم زحمت نماز و روزه بكشند؟
ج- روايات وارده در رابطه با عزاداري و اشك و ثواب آن ـ كه بهشت است ـ فراوان است، ليكن مراد از گريه اين نيست كه به خاطر حسرت و تحت تأثير احساسات گريه كند، بلكه مراد گريه اي است كه به عنوان يك نوع برخورد و جنگ با دشمنان راه حسين(عليه السلام) و يك نوع تبليغ و ترويج مكتب انسان ساز آن حضرت به حساب بيايد و در واقع گريه اي ثواب دارد كه براي مظلوميت حسين(عليه السلام) و تأثر از اين كه چرا بايد انسان ها او را درك نكنند و براي زنده نگه داشتن مرام حسين(عليه السلام)باشد.

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------

حضرت آیت الله العظمی صانعی: حضرت امام دنبال این بود که بساط ظلم واستبداد را برچیند - کسانی که مدعی احترام به امام هستند باید به مبانی اندیشه امام نیز احترام بگذارند «حرکت مردم در تاسوعا و عاشورا باید با کمال متانت و آرامش و بدور از هر گونه خشونتی باشد چرا که کاربرد خشونت ، خلاف حرکت های اصلاحی و خلاف اسلام است.»

حضرت آیت الله العظمی صانعی در دیدار جمعی از دانشجویان کارشناسی ارشد پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی با معظم له ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشتند: «اگر خشونت را با خشونت جواب بدهید حرکت اصلاحی شما بی نتیجه است ،شعارهایتان را شعارهای حسینی قرار بدهید و مطمئن باشید که ابی عبدالله علیه السلام کشتی نجات است و ما را هم نجات خواهد داد.»

ایشان افزودند: «عاشورا و عزاداری محرم را فراموش نکنید و به دنبال احقاق حقتان باشید و در هر کجا و هر مجلسی که دفاع از مظلوم است آنجا حضور پیدا کنید.»

آیت الله صانعی با بیان اینکه هر کس با خاندان رسالت و با آل علی در افتاده سرنگون شده است فرمودند: «امروز هم اگر کسی بخواهد به عزاداران ابی عبدالله ظلم و تعدی کند خود امام حسین (علیه السلام ) ریشه اش را می کند.»

آیت الله صانعی در ادامه این دیدار و با اشاره به اهانت صورت گرفته به ساحت مقدس امام (سلام الله علیه) واظهار تأسف مجدد از این حادثه تلخ فرمودند: «کسانی که مدعی احترام به امام هستند باید به مبانی اندیشه امام (س) نیز احترام بگذارند امامی که می فرمودند میزان رأی ملت است یا مبادا کسی به کسی ظلم کند.»

آیت الله صانعی افزودند: «بنای امام در حرکت انقلابی اش این نبود که فردی برود و فرد دیگری بیاید بلکه امام می خواست آزادی بیایید و فقر برود حضرت امام (س) دنبال این بود که بساط ظلم و استبداد را برچیند چرا که در غیر این صورت دیگر نیازی به این همه خون دادن و زندان وشکنجه نبود.»

امروز هم اگر کسی بخواهد به عزاداران ابی عبدالله ظلم و تعدی کند خود امام حسین (علیه السلام ) ریشه اش را می کند.

آیت الله صانعی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه اعتراضات موجود به منظور براندازی نظام نیست بلکه برای اصلاح امور و اجرای صحیح قانون است فرمودند: «حضرت امام هم تمام تلاشش این بود که اولاً قانون اجرا بشود و ثانیاً این قانون به دست افراد و مجریان سالم و صالح اجرا شود.» ایشان افزودند: «همه چیزما از امام و ملت است و اگر این را بفهمیم دیگر توی سر ملت نمی زنیم که (هَلْ جَزَاءُ الاِْحْسَانِ إِلاَّ الاِْحْسَانُ)»

این فقیه عالیقدر با بیان اینکه در کشوری که اساس کار رأی ملت باشد از روی کار آمدن افراد خودخواه و مستبد جلوگیری می شود فرمودند: «بنای ما در انقلاب بر این بود که یک حکومتی روی کار بیاید که حقوق ملت حفظ شود و این آن چیزی بود که امام و ملت برای تحقق آن فداکاری کردند.»

ایشان افزودند: «در مسئولیت پذیری افراد به صرف بیان اینکه من مسئولم که کار تمام نمی شود بلکه کسی که به عمل قومی (که به مردم ظلم می کنند) راضی باشد ،در جرم آنها شریک است، و کسی که ندای یاری مسلمانی را بشنود و پاسخ او را ندهد مسلمان نیست.»

آیت الله صانعی در ادامه سخنان خویش و با اشاره به حوادث پس از انتخابات و بیان اینکه در این حوادث بیشترین فشار بر روی قشر جوان جامعه بود فرمودند: «ناراحتی من این است که فشار روی جوانان است در حالیکه آنان برای دفاع از دین و اعتقاداتشان ایستاده اند و البته متذکر می شوم که درست کردن جنگ اعصاب برای مردم و خصوصا جوانان از انواع ظلم ها یی است که خداوند متعال از آن نمی گذرد .»

ایشان افزودند: «قدرتها هیچ گاه با ظلم و ستم نمی مانند، این مکتب قرآن است و خداوندی که مسبب الاسباب است هر گاه اراده کند راه آن را هموار خواهد کرد.»

آیت الله صانعی با بیان اینکه همه وظیفه داریم آگاهی جامعه را نسبت به مسائل بالا ببریم خطاب به دانشجویان فرمودند: « درایام محرم ماهیت نهضت ابی عبدالله علیه السلام را برای مردم بیان کنید که آن حضرت اساس حرکتش برای اصلاح امور سیاسی و اقتصادی جامعه بود (انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ... )، به مردم بگو یید که حرکت امام برای هدایت جامعه بود و نه کشتن کسی، برای مردم بیان کنید که حضرت مسلم علیه السلام برای رعایت یک حکم شرعی یعنی عدم جواز ترور مخفیانه، حاضر نشد عبیدالله را بکشد ،به مردم بگویید که اسلام می گوید با ترور و شکنجه و زندان و قتل نمی توان امور رابه پیش برد .»

این مرجع تقلید شیعه هم چنین در خصوص شیوه عزاداری محرم نیز فرمودند: «همه عزاداری ها سنتی جایز است و خلاف شرع نیست و تشخیص اینکه این شیوه عزاداری ضرر فاحشِ محرّم دارد یا خیر به عهده خودمکلف است .»

شایان ذکر است در ابتدای این دیدار چند تن از دانشجویان دغدغه های خود را در خصوص مسائل روز جامعه بیان کردند.

تاریخ: 1388/9/28

 

---------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 15:43  توسط محمدعلي كهن پور  | 

دوشنبه 23 آذر1388 ساعت: 1:51 توسط:چیزحسین چیزچیزی
حاجی نظرتان در مورد حرامزاده نامیدن دکتر از سوی این فرد چیست؟ ایشان خیلی دلش میخاد یکی بیاد دیدارش. یا علی
 وب سایت   پست الکترونیک

سلام/ نظر بالا رو فردی که ملاحظه می فرمائید خودشو چه جوری معرفی کرده تو وبلاگم گذاشته و چون نظرمو خواسته منم احترام میزارم و میگم.

معظم له (آیت الله العظمی حاج شیخ یوسف صانعی) داستانی را از یکی از بزرگان فکر میکنم دینی قدیمی که او نیز از جائی دیگر نقل کرده بود ، تعریف میکنند که در آن داستان شخصی دروغ گفته و شخص دوم به شخص سوم میگوید حرامزاده است. ایشان نه اسمی از آقای احمدی نژاد برده اند و نه در این نطق ایشان را که البته دروغ گفتن یا نگفتنشان برای همه روشن شد و است را دروغ گو خطاب کرده اند. حال نمیدانم شما و دیگر طرفداران بی ادب جناب آقای دکتر ، از آنجا که اعتقاد به دروغ گویی ایشان ندارید چرا ناراحت میشوید. و واقعا راست گفته اند که وقتی چوب را بر می داری گربه فرار میکنه.

در مورد جناب آقای رسائی و بیانات اخیر ایشان در صدا و سیمای ما نیز خیلی دوست داشتم بنویسم اما چون فعلا خیلی سرم شلوغه نمینویسم و فکر میکنم اصلا ارزششو نداره.

در ضمن بارها گفتم و بازم میگم(البته نمیدونم که در وبلاگ گفتم یا نه که فکر نمیکنم) که اقدام پاره کردن عکس امام (ره) ی عزیزمان را توسط هر کس و به هر قصدی که بوده است را به شدت محکوم میکنم اما نباید بگذاریم که این اقدام بیش از پاره شدن عکس ، روح امام امت رو آزرده خاطر کنه و حکایت پیراهن عثمان رو پیدا کنه. واقعا متاسفم برای بعضی از افرادی که ابتدائی ترین ارزش های اخلاقی رو رعایت نمیکنند. یک عده سود جو حالا از هر جناحی چنین اقدام زننده ای کردند چه ربطی به سران سیاسیون یک جناح خاص داره. بجای اینکه وحدت ملی رو برگردونین بیش از پیش اون رو از بین نبرین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 22:54  توسط محمدعلي كهن پور  |