تبليغاتX
وبلاگ شخصي محمدعلي كهن پور
زندگي صحنه جاويد هنرمندي ماست هركسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود

اینجانب اغتشاشات مردم (عده ای از مردم) در روز عاشورا را به شدت محکوم میکنم و باید بگویم اگر هم آنها اعتراضی داشتند نباید با شادی و تخریب اموال عمومی و شخصی دیگر مردم توام میکردند. آری روز عاشورا روز آزاده خواهی و ایستادگی در برابر ظلم و ستم ظالمین و زیاده خواهان است. اعتراض جای خود اما با روش خود نه با شادی در روز شهادت امام ما و یاران با وفایش. توهین به مقدسات در مورد هر دینی محکوم است. البته عده ای هم بودند که فقط احقاق حق را شعار و فریاد کردند اما منظور من آنهایی است که یا سود جو هستند و یا نمی دانند آنچه را باید بدانند. در موزد شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه هم باید بگویم بنده کاملا با این شعار مخالف هستم. اکثریت مردم ایران مسلمان هستند و باید نظام اسلامی پا برجا باشد و بنده اعتقاد به اصل ولایت فقیه دارم. شما می توانید با شخص مخالفت کنید اما این صحیح نیست که با اصل مخالفت کنید (از نظر من) و البته موافقت و مخالفت حق هر شخص است اما هیچ کس حق ندارد به مقدسات دیگران توهین کند. اما در مورد این همه مسائلی که بعد از روز عاشورا مطرح شد باید بگویم عملکرد ما صحیح نیست. ما باید قضیه را آسیب شناسی کنیم. نخبگان جامعه می‌بایست در صحنه باشند و در مورد وظیفه دینی ، اخلاقی و انسانی خود کوتاهی نکنند. بنده قبلا موضع خود را در مورد نظام حاکم مطلوب مطرح کرده ام و گفته ام که نظام شاهنشاهی شیوه کهنه ای بود که می‌بایست از صحنه روزگار محو می‌شد و ملت ایران در یک انقلاب تاریخی در سال 57 حرکت درست تاریخ را انجام دادند. نظام مطلوب به عقیده بنده از نوع جمهوری است و چون ملت بزرگوار ایران در مقام اکثریت مسلمان هستند نظام مطلوب جمهوری اسلامی می‌باشد. و البته با ولایت فقیه. یک مرجع تقلید جامع الشرایط جامعه در مقام ولی فقیه جمهوری اسلامی لازم است با یک مجلس خبرگان که آنها نیز خبرگان و نخبگان حیطه اجتهاد اسلامی باشند. این موضع بنده. البته ولی فقیه اگر حکومت کند می‌شود حکومت اسلامی نه جمهوری اسلامی. ما به این دلیل به ولی فقیه نیاز داریم که در مواقعی که اداره کنندگان جمهوری و کشور از حیطه شرع دین مان خارج شدند به صحنه وارد شود و اعمال نظر و عمل کند و در این زمینه اختیارات لازم و کامل را داشته باشد و مجلس خبرگان هم که باید خبرگان و نخبگان دین باشند بر کار ایشان نظارت کنند. پس من این شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه را محکوم می‌کنم. اما اگرچه این موضع من است و هنوز هم است باید بگویم این نظام نیست که کشور را اداره می‌کنند بلکه این افرادی که نظام را می‌سازند هستند که کشور را اداره می‌کنند. به عنوان مثال اگر نظام شاهنشاهی باشد (که بنده آن را نظامی کهنه می‌دانم) ، اما عدالت و انصاف را در جامعه برقرار کند همه آن را دوست دارند. اما اگر نظام جمهوری اسلامی باشد (که نظام مطلوب نظر بنده است) اما ظلم کند مردم آن را دوست ندارند. حال عده مردم کم یا زیاد باشند ما در قبال آنها مسئولیم. اگرچه من شادی در روز شهادت سالار شهیدان اسلام را به جد محکوم میکنم و اگر اینگونه بوده در این مورد دلگرفته و غمگین هستم (که عده ای به اینجا رسیده اند) اما این را هشدار میدهم که ما چه کرده ایم که مردم (خواه عده ای کم) اینگونه شده اند. ما در نظام اسلامی وظیفه و مسئولیت سنگینی در قبال اسلام داریم. هر چه ما انجام دهیم عامه مردم بر این باورند که اسلام همین است. پس ما باید ببینیم کجای کار ما اشکال داشته است. چرا عده ای در روز عاشورا شادی میکنند (منظورم شادی است و من شادی را محکوم میکنم نه اعتراض یا احقاق حق خواه درست خواه نادرست). چرا آنها از اسلام و اصل ولایت فقیه که ما به آن اعتقاد داریم بیزار شده اند. البته عده ای همواره دشمن هستند و مترصد ضربه. اما آیا ما از خود سئوال کردیم که نکند که ما جایی اشتباه داشتیم که مرردم یا همان عده ای قلیل اینگونه کردند و بر ضد ولایت فقیه شعار دادند یا فقط آمدیم علیه آنها صحبت کردیم و آنها را ضد انقلاب خطاب کردیم. من عملکرد آنها را توجیه نمیکنم و محکومیت این عملکرد به دید بنده بر قوت خود باقی است در مورد حرمت شکنان. اما آیا ما سعی بر اصلاح آنان کرده ایم. ما سعی کرده ایم پای صحبت های خواه غیر منطقی آنها بشینیم. به خدا قسم اگر می نشستیم کار به اینجا نمیکشید و آنها پای امام شهیدمان را وسط نمیکشیدند. درک مردم با هم متفاوت است. عده ای هستند که عملکرد بد ما را به حساب وجود مبارک رسول خدا و ائمه معصومین میگذارند. این یک حقیقت است. ما نباید فرزندان خود را به حال خود رها کنیم. امر به معروف و نهی از منکر کنیم ، پای صحبت های آنها بشینیم ، نقطه نظرات آنها چیست ، آنها چه توقعات و انتظاراتی از حاکمان خود دارند. یادمان باشد که ما مسلمانیم. مسلمان راه حسین. ما افتخارمان این است که عاشق وجود مبارک رسول بزرگوار خداوند متعال و ائمه معصوممان هستیم و باید ببینیم آنها چگونه رفتار میکردند. به خدا قسم 99% وجود مبارک علی (ع) ، رحمت بود و باقیمانده که کم هم نبود به جنگ مربوط بود. همه اشتباه میکنند و آنهایی هم که حرمت شکستند اشتباه کردند. اما آیا ما باید آنها را همه جوره و از هر طرف بکوبیم. بکوبید اما مرحله آخر. آیا سعی کرده ایم آنها را اصلاح کنیم و آنها را به راه راست هدایت کنیم اگر صلاحیت داریم. آیا یک بار ، فقط یک بار از خود پرسیده ایم که کجای کارمان اشکال داشت که عده ای بر علیه ما برآمدند و از اسلام بیزار شدند. چون ما پیاده کننده قوانین اسلام هستیم و هر چه ما انجام دهیم عامه مردم آن را عین اسلام می‌دانند. فقط یک بار این سئوال را از خود کرده ایم یا اینکه خود را عین تقدس میدانیم و به دور از اشتباه و اگر اشتباه یا خطایی باشد از ما نیست و حتما از دیگران است. البته صحبت من این است که در اینجا آنها که حرمت شکستند خطا کردند اما ما با آنها تفاوت داریم. ما نباید بگذاریم آنها در مورد ما و مهمتر از همه در مورد اسلام بد فکر کنند. این انتظار از ما می‌رود. بار دیگر میگویم افرادی که نظام را اداره میکنند مهمتر از خود نظام هستند. و به راستی چه شعار زیبائی است : استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی.

خداوندا ، به همگی ما قدرتی ده

که علی وار زندگی کنیم

حسن وار صبر کنیم

و حسین وار از همه چیزمان بگذریم

 

محمدعلی کهن پور

تهران

11 دی ماه 1388

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 21:15  توسط محمدعلي كهن پور  | 

نگاهى كوتاه حضرت آية الله العظمى حاج شيخ يوسف صانعى، در سال 1316 ش، در خانواده اى روحانى در روستاى نيك آباد اصفهان ولادت يافتند. جدّ ايشان آية الله حاج ملاّيوسف، از علماى پرهيزكار و وارسته زمان خود بودند. ايشان در فلسفه، از شاگردان ميرزا جهانگيرخان و در فقه، از شاگردان آية الله العظمى ميرزا حبيب الله رشتى بودند. آن بزرگوار به ميرزاى شيرازى بزرگ، رهبر نهضت تنباكو، دلبستگى فراوان داشته و از مروّجان وى بوده است. ايشان از آزادمنشى قابل وصفى برخوردار بودند و همواره در مقابل خوانين و زورمداران آن زمان، ايستادگى مى كردند.

پدرشان مرحوم حجة الاسلام آقاى شيخ محمدعلى صانعى نيز عالمى وارسته و روحانى زاهد و پرهيزكارى بودند و همواره ايشان را به فراگيرى علوم حوزوى فرا مى خواندند.

اين گونه بود كه معظّم له، در سال 1325 ش، وارد حوزه علميه اصفهان شدند و پس از گذراندن دروس مقدمات و كسب فيض از محضر علماى آن حوزه، در سال 1330 ش، براى ادامه تحصيل، رهسپار حوزه علميه قم شدند. استعداد زياد و جدّيت فراوان ايشان، باعث شد كه از همان زمان، در زمره طلاّب موفّق و مورد توجّه و علاقه بزرگان حوزه در آن زمان قرار گيرند. ايشان در امتحانات سطوح عالى حوزه در سال 1334 ش، رتبه اول را احراز نمودند و مورد تشويق مرحوم آية الله العظمى بروجردى(قدس سره) قرار گرفتند.

از همين سال بود كه با توجّه به ويژگيهاى منحصر به فرد درس خارجِ حضرت امام خمينى سلام الله عليه، در آن شركت نموده، توانستند با نبوغ و جدّيت خود، تا سال 1342 به طور مستمر از حوزه درس اصول و فقه و مبانى مُتقن حضرت امام بهره برده، در زمره شاگردان برجسته ايشان قرار گيرند. حضور فعّال در درس خارج امام سلام الله عليه طى ساليان دراز و ممارست فراوان نسبت به فراگيرى مبانى و تحقيقات آن بزرگوار، اِشراف ايشان را بر ديدگاه هاى فقهى و اصولى امام را به درجه اى رساند كه به تعبير خودشان، در حدّ شعور مبانى بود و از حدّ صِرف دانستن، بالاتر.
آية الله العظمى صانعى با سعى و اهتمام و توفيق الهى توانستند در 22 سالگى به مرحله اجتهاد دست يابند.

ايشان علاوه بر سالها تلمّذ در حوزه درس حضرت امام، از محضر اساتيد بزرگى چون: آية الله العظمى بروجردى، آية الله العظمى محقّق داماد و آية الله العظمى اراكى ـ رحمهم الله ـ نيز بهره برده اند و از سال 1354، رسماً تدريس خارج فقه را با كتاب زكات در مدرسه حقّانى (شهيدين) شروع نمودند و تقريرات آن درس به قلم دو تن از شاگردانشان، موجود است.

جمع كثيرى از طلاّب و فضلا، با شروع درس خارج فقه ايشان، توانستند از حوزه درس معظّم له استفاده كنند كه اينك بسيارى از آنان، جزو محقّقان و پژوهشگران ارزنده حوزه اند و برخى نيز در حدّ اجتهاد هستند كه در حوزه هاى علميه اشتغال داشته اند و يا در اداره نظام جمهورى اسلامى، ايفاى وظيفه مى كنند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 21:45  توسط محمدعلي كهن پور  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

برج بلند اسلام ، فقیه عالیقدر جهان تشیع ، پدر معنوی مردم مسلمان ایران ، آنکه در همه عمر تحت فشار بود و یادآور سیره ائمه عصمت و طهارت به رحمت ایزدی پیوست. حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ حسینعلی منتظری ، عالم بی همتای ربانی جهان تشیع در شب سوم محرم ، شبی که مختص حضرت رقیه(س) می باشد در سن ۸۷ سالگی پس از سالها مبارزه با ظلم مستکبرین و ظالمین ، زندان ، شکنجه ، رنج ، تبعید و دیگر ما را با باوری عدم و غمی سنگین و دلی گرفته ناشی از نبودش ،  تنها گذاشت. جهان تشیع و مسلمانان درک کرده ی مرام حسین(ع) در عزای ایشان غم و تنهایی بی بدیلی را تجربه می کنند. حسینعلی به حسین و علی پیوست. او از حجاب تن آزاد شد و ما دلسوزیم از غربتی که بر او گذشت. و این وظیفه اسلامی ما ادامه راه آن دانشمند جهان اسلام می باشد و یادش را زنده نگه داشتن تا زنده هستیم. ما متفاوتیم با مردم کوفه ما مسلمان راه حسینیم ، ما ایرانی هستیم و از هیچ چیز نمیترسیم. ما افتخار می کنیم که تا زنده ایم برای جهان اسلام و بشر مفید باشیم و افتخارمان این است که عاشق شهادت هستیم. آقا تو رفتی اما بدان که هیچ وقت فراموشت نمیکنیم ، آقا تو رفتی اما بدان که تو را به قضاوت تاریخ گذاشته ایم. امام های ما همیشه تحت فشار بودند و تو نیز اینگونه بودی. افتخار میکنم که با اندیشه هایت آشنا شدم و به آنها باور و اعتقاد قلبی دارم. تنها افسوسم این است که قصد داشتم روزی خدمت برسم و با هم صحبت کنیم. اما نشد. آقا اگرچه رفتنت تنها روحیه ای افسرده را برایم گذاشت اما آزادیت را از دنیای دنی تبریک می گویم. منتظری آزادیت مبارک.

در پایان وظیفه دارم که این عروج باور نکردنی فقیه عالیقدر جهان اسلام را به آقا امام زمان ، خانواده عزیزشان ، علما و مراجع عظام بخصوص حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ یوسف صانعی و میلیونها نفر از دوستداران ایشان تسلیت عرض نمایم.

باور آن هنوز برایم دشوار است.

تهران، ۱ دی ۱۳۸۸

محمدعلی کهن پور

 

-------------------------------------------------------------------------

پيام تسليت آيت الله العظمی صانعی (مدظله العالی)به مناسبت درگذشت حضرت آيت الله العظمی منتظری (قدس الله نفسه الزکيه)

باسمه تعالي

« اذا مات المؤمن الفقيه ثلم فی الاسلام ثلمة لا يسدها شئ »

رحلت فقيهی متقی و عارفی وارسته و محققی کم نظير و مجاهدی نستوه و اسوه ايستادگي، شيخنا الاستاد آيت الله العظمی آقای منتظری (قدس الله نفسه الزکيه) که در آستانه عاشورای حسينی به لقاء الله پيوست را به پيشگاه صاحب العصر و الزمان، حجت بن الحسن (ارواحنا و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء) و مراجع عظام تقليد و حوزه های علميه و ملت بزرگوار ايران و خانواده های معظم شهداء، ايثارگران و جانبازان و همه ملت های آزاده و وابستگان سببی و نسبی ايشان مخصوصاً جناب حجت الاسلام و المسلمين آقای حاج شيخ احمد منتظری تسليت عرض نموده،اميد آن که خداوند قادر و توانا و مهربان به همگان توفيق ادامه راهش را که همان ترويج از اسلام راستين يعنی تسليم در مقابل حق و عدالت که همان تسليم در مقابل کمال مطلق ذات باری تعالی باشد را عنايت فرموده و حيات و مماتمان را همراه با حب اهل بيت پيغمبر(صلی الله عليه و آله وسلم) که در طول تاريخ، هميشه با ظالمين به مبارزه برخاسته و با مظلوميت همه جانبه به شهادت رسيدند، قرار دهد.

قم المقدسه
يوسف صانعی
29/9/88
مطابق با سوم محرم الحرام 1431

تاریخ: 1388/9/29
---------------------------------------------------------------------------------------------------------

چند سئوال در مورد مراسم ماه محرم از آیت الله اعظمی صانعی :

پوشيدن لباس سياه در عزاداری سيدالشهداء
س- آيا پوشيدن پيراهن سياه در ايّام عزاداري امام حسين(عليه السلام) كراهت دارد؟ در فرض عدم كراهت، آيا استحباب نيز دارد؟
ج- مكروه نيست، چرا كه كراهت لباس سياه با مصلحتي زيادتر كه همان عزاداري سيّدالشهدا است، مرتفع مي گردد; كه با عزاداري سيّدالشهداست كه اسلام زنده نگه داشته شده است.

 

سينه زدن در عزاداری
س- دليل سينه زدن براي ائمه(عليهم السلام) چيست؟
ج- به دليل آن كه بر مورد سؤال عناوين مستحبي از جمله دستور به گريه كردن و گرياندن و تعزيه داري حضرت اباعبدالله الحسين(عليه السلام)و اظهار مصيبت و اداي احترام و اظهار علاقه صدق مي كند; بنابراين سينه زدن در عزاداري ائمه معصومين(عليهم السلام) نه تنها في حدّ نفسه جايز است، بلكه مستحب هم مي باشد و مشمول عناوين مرقومه است.

 

س- گفته مي شود اگر پلك چشمت رطوبتي پيدا كرد خداوند خطاب مي كند: اي بنده من، تمام گناهان تو را بخشيدم; اگر رطوبت به مژه هايش رسيد، خطاب مي شود تمام حاجات تو را برآوردم; اگر از مژه رطوبت يا اشك خارج شد، مي گويد بنده من گناهانت را بخشيدم و حاجاتت را برآوردم، فرداي قيامت عدّه اي گناه كار را به تو بخشيدم. اگر اين طور است كه با رطوبتي خداوند همه گناهان را مي بخشد، ديگر چرا مردم زحمت نماز و روزه بكشند؟
ج- روايات وارده در رابطه با عزاداري و اشك و ثواب آن ـ كه بهشت است ـ فراوان است، ليكن مراد از گريه اين نيست كه به خاطر حسرت و تحت تأثير احساسات گريه كند، بلكه مراد گريه اي است كه به عنوان يك نوع برخورد و جنگ با دشمنان راه حسين(عليه السلام) و يك نوع تبليغ و ترويج مكتب انسان ساز آن حضرت به حساب بيايد و در واقع گريه اي ثواب دارد كه براي مظلوميت حسين(عليه السلام) و تأثر از اين كه چرا بايد انسان ها او را درك نكنند و براي زنده نگه داشتن مرام حسين(عليه السلام)باشد.

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------

حضرت آیت الله العظمی صانعی: حضرت امام دنبال این بود که بساط ظلم واستبداد را برچیند - کسانی که مدعی احترام به امام هستند باید به مبانی اندیشه امام نیز احترام بگذارند «حرکت مردم در تاسوعا و عاشورا باید با کمال متانت و آرامش و بدور از هر گونه خشونتی باشد چرا که کاربرد خشونت ، خلاف حرکت های اصلاحی و خلاف اسلام است.»

حضرت آیت الله العظمی صانعی در دیدار جمعی از دانشجویان کارشناسی ارشد پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی با معظم له ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشتند: «اگر خشونت را با خشونت جواب بدهید حرکت اصلاحی شما بی نتیجه است ،شعارهایتان را شعارهای حسینی قرار بدهید و مطمئن باشید که ابی عبدالله علیه السلام کشتی نجات است و ما را هم نجات خواهد داد.»

ایشان افزودند: «عاشورا و عزاداری محرم را فراموش نکنید و به دنبال احقاق حقتان باشید و در هر کجا و هر مجلسی که دفاع از مظلوم است آنجا حضور پیدا کنید.»

آیت الله صانعی با بیان اینکه هر کس با خاندان رسالت و با آل علی در افتاده سرنگون شده است فرمودند: «امروز هم اگر کسی بخواهد به عزاداران ابی عبدالله ظلم و تعدی کند خود امام حسین (علیه السلام ) ریشه اش را می کند.»

آیت الله صانعی در ادامه این دیدار و با اشاره به اهانت صورت گرفته به ساحت مقدس امام (سلام الله علیه) واظهار تأسف مجدد از این حادثه تلخ فرمودند: «کسانی که مدعی احترام به امام هستند باید به مبانی اندیشه امام (س) نیز احترام بگذارند امامی که می فرمودند میزان رأی ملت است یا مبادا کسی به کسی ظلم کند.»

آیت الله صانعی افزودند: «بنای امام در حرکت انقلابی اش این نبود که فردی برود و فرد دیگری بیاید بلکه امام می خواست آزادی بیایید و فقر برود حضرت امام (س) دنبال این بود که بساط ظلم و استبداد را برچیند چرا که در غیر این صورت دیگر نیازی به این همه خون دادن و زندان وشکنجه نبود.»

امروز هم اگر کسی بخواهد به عزاداران ابی عبدالله ظلم و تعدی کند خود امام حسین (علیه السلام ) ریشه اش را می کند.

آیت الله صانعی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه اعتراضات موجود به منظور براندازی نظام نیست بلکه برای اصلاح امور و اجرای صحیح قانون است فرمودند: «حضرت امام هم تمام تلاشش این بود که اولاً قانون اجرا بشود و ثانیاً این قانون به دست افراد و مجریان سالم و صالح اجرا شود.» ایشان افزودند: «همه چیزما از امام و ملت است و اگر این را بفهمیم دیگر توی سر ملت نمی زنیم که (هَلْ جَزَاءُ الاِْحْسَانِ إِلاَّ الاِْحْسَانُ)»

این فقیه عالیقدر با بیان اینکه در کشوری که اساس کار رأی ملت باشد از روی کار آمدن افراد خودخواه و مستبد جلوگیری می شود فرمودند: «بنای ما در انقلاب بر این بود که یک حکومتی روی کار بیاید که حقوق ملت حفظ شود و این آن چیزی بود که امام و ملت برای تحقق آن فداکاری کردند.»

ایشان افزودند: «در مسئولیت پذیری افراد به صرف بیان اینکه من مسئولم که کار تمام نمی شود بلکه کسی که به عمل قومی (که به مردم ظلم می کنند) راضی باشد ،در جرم آنها شریک است، و کسی که ندای یاری مسلمانی را بشنود و پاسخ او را ندهد مسلمان نیست.»

آیت الله صانعی در ادامه سخنان خویش و با اشاره به حوادث پس از انتخابات و بیان اینکه در این حوادث بیشترین فشار بر روی قشر جوان جامعه بود فرمودند: «ناراحتی من این است که فشار روی جوانان است در حالیکه آنان برای دفاع از دین و اعتقاداتشان ایستاده اند و البته متذکر می شوم که درست کردن جنگ اعصاب برای مردم و خصوصا جوانان از انواع ظلم ها یی است که خداوند متعال از آن نمی گذرد .»

ایشان افزودند: «قدرتها هیچ گاه با ظلم و ستم نمی مانند، این مکتب قرآن است و خداوندی که مسبب الاسباب است هر گاه اراده کند راه آن را هموار خواهد کرد.»

آیت الله صانعی با بیان اینکه همه وظیفه داریم آگاهی جامعه را نسبت به مسائل بالا ببریم خطاب به دانشجویان فرمودند: « درایام محرم ماهیت نهضت ابی عبدالله علیه السلام را برای مردم بیان کنید که آن حضرت اساس حرکتش برای اصلاح امور سیاسی و اقتصادی جامعه بود (انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ... )، به مردم بگو یید که حرکت امام برای هدایت جامعه بود و نه کشتن کسی، برای مردم بیان کنید که حضرت مسلم علیه السلام برای رعایت یک حکم شرعی یعنی عدم جواز ترور مخفیانه، حاضر نشد عبیدالله را بکشد ،به مردم بگویید که اسلام می گوید با ترور و شکنجه و زندان و قتل نمی توان امور رابه پیش برد .»

این مرجع تقلید شیعه هم چنین در خصوص شیوه عزاداری محرم نیز فرمودند: «همه عزاداری ها سنتی جایز است و خلاف شرع نیست و تشخیص اینکه این شیوه عزاداری ضرر فاحشِ محرّم دارد یا خیر به عهده خودمکلف است .»

شایان ذکر است در ابتدای این دیدار چند تن از دانشجویان دغدغه های خود را در خصوص مسائل روز جامعه بیان کردند.

تاریخ: 1388/9/28

 

---------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 15:43  توسط محمدعلي كهن پور  | 

دوشنبه 23 آذر1388 ساعت: 1:51 توسط:چیزحسین چیزچیزی
حاجی نظرتان در مورد حرامزاده نامیدن دکتر از سوی این فرد چیست؟ ایشان خیلی دلش میخاد یکی بیاد دیدارش. یا علی
 وب سایت   پست الکترونیک

سلام/ نظر بالا رو فردی که ملاحظه می فرمائید خودشو چه جوری معرفی کرده تو وبلاگم گذاشته و چون نظرمو خواسته منم احترام میزارم و میگم.

معظم له (آیت الله العظمی حاج شیخ یوسف صانعی) داستانی را از یکی از بزرگان فکر میکنم دینی قدیمی که او نیز از جائی دیگر نقل کرده بود ، تعریف میکنند که در آن داستان شخصی دروغ گفته و شخص دوم به شخص سوم میگوید حرامزاده است. ایشان نه اسمی از آقای احمدی نژاد برده اند و نه در این نطق ایشان را که البته دروغ گفتن یا نگفتنشان برای همه روشن شد و است را دروغ گو خطاب کرده اند. حال نمیدانم شما و دیگر طرفداران بی ادب جناب آقای دکتر ، از آنجا که اعتقاد به دروغ گویی ایشان ندارید چرا ناراحت میشوید. و واقعا راست گفته اند که وقتی چوب را بر می داری گربه فرار میکنه.

در مورد جناب آقای رسائی و بیانات اخیر ایشان در صدا و سیمای ما نیز خیلی دوست داشتم بنویسم اما چون فعلا خیلی سرم شلوغه نمینویسم و فکر میکنم اصلا ارزششو نداره.

در ضمن بارها گفتم و بازم میگم(البته نمیدونم که در وبلاگ گفتم یا نه که فکر نمیکنم) که اقدام پاره کردن عکس امام (ره) ی عزیزمان را توسط هر کس و به هر قصدی که بوده است را به شدت محکوم میکنم اما نباید بگذاریم که این اقدام بیش از پاره شدن عکس ، روح امام امت رو آزرده خاطر کنه و حکایت پیراهن عثمان رو پیدا کنه. واقعا متاسفم برای بعضی از افرادی که ابتدائی ترین ارزش های اخلاقی رو رعایت نمیکنند. یک عده سود جو حالا از هر جناحی چنین اقدام زننده ای کردند چه ربطی به سران سیاسیون یک جناح خاص داره. بجای اینکه وحدت ملی رو برگردونین بیش از پیش اون رو از بین نبرین.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 22:54  توسط محمدعلي كهن پور  | 

حضرت آیت الله العظمی صانعی: برخی ها وقتی به بن بست می رسند حتی از امام هم نمی گذرند برخی ها وقتی به بن بست می رسند حتی از امام هم نمی گذرند واز امام سرمایه گذاری می کنند، انسان های ظالم عکس امام را آتش می زنند بعد می گویند کار دانشجویان بوده است در حالیکه دانشجویان فدایی امام هستند و همه چیزشان را از امام دارند.

ما تاریخ را دیده ایم، ماجرای آتش زدن سینما رکس آبادان و مسجد جامع کرمان را هم دیده ایم که چه کسانی آمدند و آتش زدند و بعد گفتند کار انقلابیون بوده است.

حضرت آیت الله العظمی صانعی در دیدار حجت الاسلام و المسلمین محتشمی پور رئیس سازمان مردم نهاد حامی آزادی قدس شریف و اعضای کمیته دانشجویی دبیرخانه حمایت از فلسطین با معظم له با بیان اینکه « من امروز در کنار غربت قدس از غربت اسلام و تشیع و غربت یاران امام امت سلام الله علیه می نالم» فرمودند:«حق مطلب را حضرت امام در خصوص مسئله فلسطین بیان کردند که اسرائیل یک غده سرطانی است، اما معتقدم غربت بسیار شدیدی که امروز برای فلسطین وجود دارد از غربتی که در زمان رژیم ستم شاهی وجود داشت بیشتر است چرا که اگر رژیم شاه با اسرائیل می ساخت معلوم بود که اشتباه کرده است اما امروز طرح برخی مسائل بدون توجه به لوازم آن و یا بزرگ کردن برخی مسائل و عقب گرد از آن به ضرر قدس شریف و مسئله فلسطین است.»

این مرجع عالیقدر در ادامه با بیان اینکه ما زمانی می توانیم از مردم توقع داشته باشیم که در مسئله فلسطین بپا خیزند که در داخل کشور خودمان از کاربرد هر نوع خشونتی علیه مردم اجتناب ورزیم اظهارداشتند:«آیا امکان آن وجود ندارد که جامعه را به گونه ای اداره کرد که حتی اجرای مجازات های شرعی و قانونی نشان از رحمت و رأفت اسلامی باشد.»

شاگرد وفادار امام امت سلام الله علیه در ادامه و با اظهار تأسف شدید از حادثه اهانت به تمثال مبارک حضرت امام در 16 آذر فرمودند:«برخی ها وقتی به بن بست می رسند حتی از امام هم نمی گذرند واز امام سرمایه گذاری می کنند، انسان های ظالم عکس امام را آتش می زنند بعد می گویند کار دانشجویان بوده است در حالیکه دانشجویان فدایی امام هستند و همه چیزشان را از امام دارند.»

ایشان افزودند:«ما تاریخ را دیده ایم، ماجرای آتش زدن سینما رکس آبادان و مسجد جامع کرمان را هم دیده ایم که چه کسانی آمدند و آتش زدند و بعد گفتند کار انقلابیون بوده است!»

آیت الله العظمی صانعی با اظهار نگرانی از کاربرد خشونت علیه تجمعات دانشجویی فرمودند:«با زدن و خشونت و زندان کردن که کارها درست نمی شود این چه معنایی دارد که از یک تجمع 700 نفری دانشجویی آنگونه که خودشان آمار داده اند 200 نفر را بازداشت و زندانی می کنند حمله کردن به زنان چه معنایی دارد؟ کی فرهنگ ما اجازه می داد که زن را بزنند من حتی در مبارزات انقلاب می دیدم که برخی ژاندارم ها حاضر نمی شدند به زنان حمله کنند اما حالا برخی ها تشخیص می دهند که زنان را هم بزنند و هر کس هم که حرفی می زند می گویند خلاف نظام وامام حرکت می کند.»

ایشان با بیان اینکه حرکت گروههای تروریستی همچون القاعده تصویر خشنی از اسلام به جهان معرفی کرده است فرمودند:«خوف آن دارم که اعمال این خشونت ها سبب آن شود که فردا مذهب تشیع نیز به عنوان یک مذهب خشن معرفی شود.»

آیت الله صانعی در ادامه سخنانشان و با اشاره به تأثیرات حذف یاران امام و انقلاب از صحنه سیاسی و اجتماعی بر مسئله فلسطین فرمودند:«امروز فضا به گونه ای است که یاران امام نمی توانند راجع به مسئله فلسطین حرف بزنند و اگر هم سخنی بگویند سخن آنان را قبول نمی کنند لذا معتقدم در این شرایط نباید یاران امام را تنها بگذاریم،بلکه هرچه دشمنان ویا انسان های قاصر دشمنی خود را با یاران امام بیشتر می کنند ما باید علاقه و حمایت خود را از یاران امام بیشتر کنیم خصوصا یارانی که وجودشان در جامعه کارساز است .»

ایشان خطاب به اعضای کمیته دانشجویی حمایت از فلسطین افزودند:«به مسئولین امر گوشزد کنید که اگر می خواهیم خدمتی به فلسطین و قدس شریف کنیم باید این فشارها را در داخل کم کنیم و یاران امام را به صحنه برگردانیم، به مسولان رده بالای نظام متذکر شوید که قبل از غربت قدس شریف متوجه غربت اسلام و تشیع باشند و در سخنانشان به لوازم حرف های خودشان توجه کنند.»

شایان ذکر است که در ابتدای این دیدار حجت الاسلام و المسلمین محتشمی پور با تشریح اوضاع کنونی فلسطین و با بیان وضعیت دشوار مبارزه علیه رژیم غاصب اسرائیل گفت: « شرایط امروز دنیای اسلام و ایران متأسفانه سبب شده تا یک سکوت معنادار و یک نوع بی تفاوتی ای نسبت به مسئله فلسطین حاکم شود که رژیم غاصب اسرائیل بیشترین بهره برداری را از این وضعیت در جهت پیشبرد اهداف خود کرده است .»

وی به موضع گیری کشور های دنیا علیه ایران در موضوع هسته ای و مسائل ابهام آلود پس از انتخابات اشاره کرد و گفت: «متأسفانه دولتی که دیروز راجع به مسئله هولوکاست آنچنان موضع گیری می کرد امروز در قبال مسائل فلسطین سکوت اختیار کرده است.»

همچنین مهدوی دبیر کمیته دانشجویی دبیرخانه حمایت از فلسطین نیز طی سخنانی خطاب به حضرت آیت الله العظمی صانعی گفت: «اساس کارهایمان دفاع از مظلوم است چه در فلسطین و چه در یمن و افغانستان.»

مهدوی افزود: «تاکید امام (س) روی مسئله فلسطین بخاطر غاصب بودن این دولت علاوه بر ظالم بودن آنهاست لذا ما معتقدیم بحث فلسطین را نباید صرفا به یک بحث حقوق بشری صرف تقلیل داد.»

مهدوی گفت: «رویکرد ما در کمیته دانشجویی حول یک محور اساسی به نام دانایی محوری است و اعتقاد داریم صحبت از مسئله فلسطین باید مبتنی بر واقعیات جامعه باشد.»

منبع : پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی صانعی مدظله العالی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 0:2  توسط محمدعلي كهن پور  | 

سخنان سه‌شنبه شب محمود احمدي‌نژاد در سيماي جمهوري اسلامي ايران، شباهت بسياري به گفتگوهاي يكطرفه قبلي داشت. او بار ديگر رقباي داخلي و منتقدان سياست‌هاي خود را مورد حمله قرار داد و از دستاوردهـــاي بــزرگ آخرين سفر خارجي خويش سخن گفت. اين بار نيز مانند هميشه، مجري نجيب برنامه تقريبا نقشي شبيه ميليون‌ها ايراني ديگر داشت و تنها تفاوت او با ساير بينندگان برنامه تلويزيوني، توفيق همجواري با رئيس دولت بود! بر همين اساس، پرداختن به انتقادهاي داخلي احمدي‌نژاد يا پاسخ به اتهاماتي كه او به رقباي داخلي وارد كرد چندان ضروري به نظر نمي‌رسد. اما نمي‌توان نسبت به برخي اظهار نظرهاي احمدي‌نژاد در خصوص ساير كشورها، بي‌تفاوتي نشان داد. رئيس دولت كه تنها سه روز پس از سفر خود به برزيل با نامهرباني آن كشور نسبت به موضوع هسته‌اي ايران مواجه شده بود، تلاش كرد رفتار برزيل را دوستانه جلوه دهد. هفته گذشته در جلسه شوراي حكام، شش كشور شامل برزيل، تركيه، مصر، افغانستان، پـاكستـان و آفريقاي جنوبي، ترجيح دادند به قطعنامه ضد ايراني آمريكا و هم پيمانان آن كشور - از جمله چين و روسيه-راي ممتنع بدهند تا مبادا نام آنها در ليست دفاع كنندگان از »حق مسلم هسته‌اي« ايران ثبت شود و دلشكستگي آمريكا، اسرائيل، اروپا، چين و روسيه را به دنبال داشته باشد. البته برزيل حق دارد كه منافع خود را بر حقوق ايران ترجيح دهد اما چه دليلي وجود دارد كه رئيس دولت ايران به جاي گلايه از اين عدم همراهي، به كمك دولت برزيل بشتابد؟ احمدي‌نژاد در همين راستا اظهار داشته است:

»‌برزيل در قطعنامه اخير، راي ممتنع داد كه به معناي راي منفي است!« رئيس يك دولت كه بايستي برجسته‌ترين ديپلمات كشور خود باشد راي ممتنع را معادل راي منفي بداند به تنهايي نيز سوال برانگيز است اما اين موضوع از زاويه نگاه احمدي نژاد به موضوع هسته‌اي و قطعنامه‌هاي ضد ايراني نيز قابل تامل مي‌باشد. احمدي نژاد بارها اعلام كرده كه قطعنامه‌هاي صادره عليه ايران در موضوع هسته‌اي را »ورق پاره«‌اي بيش نمي‌داند. به عبارت ديگر از نظر احمدي نژاد، اين قطعنامه‌ها تاثيري بر كشورمان ندارد و تنها نكته مهم در اين قطعنامه‌ها، افشاي رفتار سياسي ساير كشورها با ايران است.

با اين فرض رفتار برزيل زماني براي ايران ارزش داشت كه با راي منفي بـه قـطعنامه ضد ايراني، مخالفت خويش با حق كشي هسته‌اي عليه ايران را آشكار سازد. به عبارت ديگر، برخلاف آنچه احمدي‌نژاد گفته، راي برزيل به قطعنامه از آن جهت كه فاقد عنصر حمايت از حق ايران بود به راي مثبت نزديك‌تر است تا راي منفي! با توجه به اين نكته، آيا رئيس دولت ايران حق دارد نامهرباني ميزبان برزيلي خود را با مهرورزي افراطي پاسخ بگويد و او را در اين عدم همراهي با ايران - يا همراهي 50 درصدي با دشمنان ايران - تبرئه كند و حتي از او تشكر نمايد؟ راستي آيا رئيس دولت و همكاران او در داخل كشور نيز همين گونه مي‌انديشند و كساني كه در دوره انتخابات، بيطرف ماندند و حاضر نشدند از كانديداتوري او حمايت كنند را مانند حاميان شناسنامه‌دار احمدي نژاد، عزيز مي‌شمارند و از آنها تشكر مي‌كنند؟

نكته ديگري كه در سخنان احمدي نژاد وجود داشت، اظهار نظر او نسبت به وزير خارجه فرانسه بود. وي در واكنش به اظهارات اخير كوشنر و تهديدهاي او عليه ايران گفته است: » خود فرانسوي‌ها هم به ما مي‌گويند كوشنر يك ذره تعادل در حرف زدن ندارد و نمي‌داند چه بگويد. پيغام‌هايي كه به ما مي‌دهند اين گونه است كه رئيس‌جمهور فرانسه گرفتار وزير خارجه خود است.«‌

‌اين اظهار نظر نيز اگر ناشي از مهرورزي افراطي نسبت به رئيس جمهور نامتعادل فرانسه نباشد مي‌تواند القا كننده كم اطلاعي تيم مشاوران رئيس دولت ايران باشد. احمدي نژاد به گونه‌اي از اسارت ساركوزي در دستان كوشنر سخن گفته است كه گويي رئيس جمهور فرانسه عطوفت ويژه‌اي به ايران دارد اما حريف وزير خارجه خويش نيست. اين در حالي است كه ساركوزي در سه سال گذشته، به نوعي در برابر ايران موضع‌گيري كرده كه شايد بتوان سخنان او را شديدترين اظهارات بر عليه دولت ايران- حتي نسبت به جرج بوش و هم پيمانان افراطي او در اروپا - دانست. رئيس جمهور فرانسه روز پنجم شهريور ماه 86، مسئله هسته‌اي ايران را جدي‌ترين بحران جهان دانست و در 18 شهريورماه 87 پيگيري برنامه هسته‌اي را »قمار خطرناك ايران« ناميد. سوم مهر ماه 88، همين رئيس جمهور اسير، در جمع سران كشورهاي بزرگ صنعتي در پيتزبورگ آمريكا - كه رئيس جمهور برزيل هم در آنجا حضور داشت - ادعا كرد: »ايران، جامعه جهاني را به ورطه خطرناكي مي‌كشاند... نمي‌توانيم به رهبران ايران اجازه دهيم در حالي كه به فعاليت هسته‌اي خود ادامه مي‌دهند، زمان بخرند.« البته ساركوزي مهرورزي ويژه نسبت به احمدي نژاد هم داشته است.

او روز دوم بهمن ماه 87 اعلام كرد: »حاضر نيستم با كسي دست بدهم كه مي‌خواهد اسرائيل را از نقشه جهان محو كند«. علاقه‌مندي ساركوزي به اسرائيلي‌ها و آشكارسازي ‌اين علاقه طي سال‌هاي اخير در حدي بود كه اسفند ماه 86، رئيس جمهور اسرائيل يك باغ زيتون در شمال تل‌آويو به ساركوزي هديه كرد. همه اين نشانه‌ها ثابت مي‌كند كه مواضع ساركوزي بر ضد دولت ايران و برنامه هسته‌اي كشورمان، به خاطر اسارت در دستان وزير خارجه خود نيست و منابع اطلاعاتي رئيس دولت ايران در اين مورد، غيرقابل اعتماد است؛ مگر آنكه بپذيريم احمدي نژاد عليرغم اطلاع از همه اين مسائل، مايل است، با رئيس جمهور فرانسه نيز مهرورزي كند و رفتارهاي او عليه برنامه هسته‌اي ايران را ناديده بگيرد. اگر اين گونه است چرا حتي جزئي از اين مهرورزي، شامل منتقدان داخلي از جمله كساني كه اظهارنظرها و تصميمات هسته‌اي احمدي نژاد را دقيق نمي‌دانند، نمي‌شود؟

 

منبع : آفتاب یزد

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 1:39  توسط محمدعلي كهن پور  | 

آيت‌الله مكارم شيرازي در مسجد اعظم قم در آغاز درس خارج ‌خود، بــــــــا بيـــــــان حديثـــــي بــــــــه آسيب‌هــــاي رواج دروغ در جهـــــان پرداخت.‌‌وي با انتقاد از رواج دروغگويي و بي توجهي به آثار و آسيب‌هاي آن در جامعه گفت: ‌متاسفانه برخي در جامعه به راحتي دروغ مي‌گويند و تقلب مي‌كنند ؛ درحالي كه طبق ‌صريح روايات دروغ، كليد تمام بدي هاست و سبب ويراني ايمان مي‌شود.‌‌اين مرجع تقليد به مصاديق آشكار دروغ در جهان امروز پرداخت و اظهار كرد: امروز در جهان، ‌به بهانه‌هاي مختلف دروغ هاي بزرگي را بيان مي‌كنند و از آن به سود منافع خود بهره ‌مي‌گيرند.‌‌اين استاد درس خارج فقه حوزه تاكيد كرد: پايمال كردن حقوق بشر با نام دفاع از آن، ‌ويراني كشورها با نام استعمار و آباداني و به اسارت كشاندن ديگران با نام آزادي، از ‌مصاديق آشكار دروغ‌هاي جهاني است و برخــــــي كشــــــــورها از اين دروغ‌ها در دفـــــــــاع از منافـــــــع ‌خود استفاده مي‌كنند.‌‌آيت الله مكارم شيرازي، دليل اصلي رواج دروغگويي در جهان را غلبه تفكر مادي‌گري دانست و ‌افزود: امروز كشورهاي استعمارگر، در تلاش هستند به هر قيمتي كه شده منافع مادي ‌خود را تامين كنند و به همين دليل به چنين دروغ‌هاي بزرگي دست مي‌زنند. اين نشان ‌مي‌دهد وقتي ايمان به خدا وجود ندارد دروغ در همه جا رواج مي‌يابد.‌‌اين مرجع تقليد به ‌همين مناسبت به صدور قطعنامه شوراي حكام اشاره كرد و اظهار داشت: اين قطعنامه، ‌سه پيام را براي ما داشت كه يكي از آن پيام‌ها تنها بودن كشور ما در مبارزه با دشمنان ‌است.‌‌وي خاطرنشان كرد: امروز به اصطلاح نزديك ترين دوستان ما كه روسيه و چين بودند، به ‌راحتي ضد ما در آژانس راي دادند و اين موضعگيري آن‌ها، نشان مي‌دهد تنها به دنبال ‌منافع خود هستند و ارزش‌هاي اخلاقي براي آن‌ها معنايي ندارد و هرجا منافع‌شان ايجاد ‌كند، به دنبال آن مي‌روند. در واقع آنها دوست منافع‌شان هستند نه دوست ما.‌‌وي دومين پيام اين قطعنامه را تغيير نكردن مواضع آمريكا نسبت به ايران خواند و افزود: با ‌تصويب اين قطعنامه، مشخص شد با تغيير رئيس‌جمهور آمريكا مواضع اين كشور هرگز ‌تغيير نيافته و تنها ادبيات و الفاظ را تغيير داده‌اند. محتواي برخورد آن‌ها، همان اعمال ‌گذشته، همان قطعنامه ها و همان تهديدها و تحميل هاست.‌‌اين مرجع تقليد، سومين پيام قطعنامه شوراي حكام را خطاب به نيروهاي داخل كشور ياد ‌كرد و افزود: با‌‌‌‌‌‌صدور اين قطعنامه و تصويب آن در آژانس، نشان داده شد كه امروز ما بايد در ‌داخل كشور اتحاد خود را بيش از گذشته داشته باشيم و دست از اختلافات برداريم چون ‌دشمن مشغول توطئه است.‌‌آيت الله مكارم شيرازي خاطرنشان كرد: اتحاد و يكي شدن، تنها راه مقابله با دشمنان و پيشرفت ‌كشور است و بايد دانست كه انتخابات به پايان رسيده و سخن گفتن درباره آن، بي فايده ‌است و همه بايد در سايه نظام جمهوري اسلامي ايران و قانون اساسي، دست به دست ‌هم بدهيم و از اختلاف دوري كنيم.‌‌وي تاكيد كرد: عقل اجازه نمي‌دهد در برابر چنين تهديدهايي در داخل كشور اختلاف وجود ‌داشته باشد و بدانيد اگر متحد شويم دست ياري خدا با ما خواهد بود و كسي كه خداوند ‌او را ياري كند، هيچ كس نمي‌تواند او را شكست دهد و در اين صورت بر دشمنان پيروز ‌خواهيم شد.‌‌

منبع : آفتاب یزد
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 1:36  توسط محمدعلي كهن پور  | 

 رئيس دولت اصلاحات تاكيد كرد:حذف دلبستگان به انقلاب با اين عناوين و روش‌هاي بي‌اساس كه از سوي ‌جرياني خاص دنبال مي‌شود بزرگ ترين توطئه عليه جمهوري اسلامي است و نتيجه آن سوق دادن نيروهاي ‌اجتماعي به سوي جرياناتي است كه با اصل انقلاب و نظام در تعارض هستند.‌به گزارش ايلنا، سيد محمد خاتمي به مناسبت سالروز صدور پيام روشنگرانه حضرت امام خميني(س) مشهور به "‌منشور برادري" در گفتگو با پايگاه اطلاع رساني و خبري جماران، گفت: امام معتقد بودند كه سلايق مختلف بايد وجود داشته باشد. حتي به صراحت اعلام كردند كسي كه با اصل نظام مخالف است، در اين مملكت آزاد ‌است و بايد امنيت او تامين شود، مگر اين كه دست به سلاح ببرد يا توطئه‌اي كند كه بخواهد به زيربناي نظام ‌آسيب بزند كه البته هيچ نظامي هم اين را نمي‌پذيرد. اين استثنايي است كه امام مطرح مي‌كنند. ايشان حتي ‌براي مخالفان نظام و مخالفان فكري مبناي نظام هم حق حرمت و حق شهروندي و آزادي و امنيت قائل هستند.‌ ‌رئيس موسسه باران ادامه داد: در مسئله "منشور برادري" ، امـام يـك دغـدغـه خـاطـري داشـتـند. در جامعه ما، ‌سليقه‌هاي مختلفي وجود دارد. اين سليقه‌ها گاهي ناشي از اختلاف در اصول و مباني است. يكي مي‌گويد ‌اسلام را قبول ندارم. يكي مي‌گويد اسلام را قبول دارم، حكومت اسلامي را قبول ندارم. يكي مي‌گويد هر دو را ‌قبول دارم و در مورد بعضي از مطالبي كه امام مطرح كردند، مثل اينكه در صورت وجود مصلحت مي‌توان احكام ‌اوليه را هم به طور موقت تعطيل كرد، ممكن است كسي بگويد اين قبيل موارد را قبول ندارم. اينها يك سلسله اختلافات اصولي است كه در جامعه وجود دارد. ولي به هر حال همه، اسلام و انقلاب را ‌قبول دارند و اختلاف سليقه در شيوه اداره مملكت است كه آن هم گاهي به مسائل روبنايي جامعه برخورد مي‌كند و گاهي ممكن است كمي اصولي‌تر باشد. اين اختلاف نظرهايي است كه باز نمي خواهم در اينجا بحث ‌كنم.‌ ‌وي تاكيد كرد: ما نبايد براي مردم تصميم بگيريم. نبايد انتخاب و راي مردم ‌را محدود كنيم.‌ ‌رئيس‌جمهور سابق كشورمان تاكيد كرد: ما همچنان بر سر حرف‌هاي اصلي خود هستيم. انقلاب اسلامي منشاء ‌هـويـت مـاسـت و نـقـطه عطف بزرگي در تاريخ ايران و ماحصل مردمي‌ترين انقلاب تاريخ هم، جمهوري اسلامي است ‌كه براي ما مقدس است و همان‌طور كه از نام آن پيداست در جمهوري‌اسلامي همچنان كه از اسلام دفاع مي‌كنيم، مدافع مردم، راي و حقوق اساسي آنان نيز هستيم. كساني كه به راي مردم معتقد نيستند و حاضرند در ‌راي مردم تصرف كنند يا آن را ناديده انگارند، با انقلاب و جمهوري اسلامي بيگانه‌اند؛ اين راه و رسم ماست و ‌صحبت ما همواره اين بوده و هست؛ بياييم قانون اساسي را به درستي اجرا كنيم. خاتمي ادامه داد: <چرا امروز قانون اساسي زير پا گذاشته مي‌شود؟ مگر قانون اساسي حق فعاليت تشكل‌ها، ‌اظهارنظر و حضور آزاد مردم را تصريح نكرده است؟ مگر ما با شيوه‌هايي كه پيامبر(ص) و ائمه(ع) داشتند آشنا ‌نـيـستيم كه براي آزادي مردم احترام قائل بودند؟ مگر حضرت اميرالمومنين(ع) با بدترين مخالفانش برخورد مي‌كرد ‌حتي اگر بدترين ناسزاها را مي شنيد؟ چرا به قانون اساسي عمل نمي‌شود؟ قانون اساسي، راي مردم و انتخابات ‌آزاد و رقابتي را حق مسلم آحاد جامعه دانسته و وظيفه مسلم براي مسئولان نظام را توجه و احترام و صيانت از ‌اين حق دانسته است. حال اگر كسي معترض باشد كه اين اصل درست پياده نشده، جواب خود را بايد با ‌برخوردهاي تند و غيرقانوني بگيرد؟>‌ ‌رئيس جمهور سابق كشورمان خاطرنشان كرد: بياييد به قانون اساسي بازگرديم، البته در صورتي كه تفسيرهاي دلبخواهي از آن نشود و كساني از آن نگهباني كنند كه به مردم و معيارهاي قانون اساسي اعتقاد داشته باشند ‌و تحت تاثير و سيطره جريانات بيروني قرار نگيرند و رفتارهايي نكنند كه مخالف روح و حتي نص صريح قانون ‌اساسي باشد و اگر اين بازگشت صورت گرفت بسياري از مشكلات حل خواهد شد.‌ ‌خاتمي ادامه داد: اگر ديديم كه دروغ رايج بود و به خصوص كه دروغ به صورت ‌رسمي مطرح شد، اگر ديديم كه حق و حرمت انسان‌ها نگه داشته نشد، اگر ديديم كه تداخل در قواي مختلف ‌وجود داشت و نظاير اينها، مي‌توانيم بگوييم كه انحراف از معيارهاي اصلي جمهوري اسلامي صورت گرفته است. ‌وي تصريح مي‌كند: از ابتداي استقرار جمهوري اسلامي در ايران، بزرگترين هدف دشمنان نظام، جدايي مردم از ‌حكومت و حذف سرمايه‌هاي اجتماعي كشور بوده است. <آيا آنچه امروز شاهد آن هستيم و همه خيرخواهان ‌نسبت به وقوع آن هشدار داده‌اند جز اين است كه چهره نظام در جهان، غيرمنطقي، خشن، ناسازگار با بخشي از ‌معيارهاي مسلم انساني و اخلاقي، بي اعتنا به راي مردم و حتي بي‌اعتنا به قوانين و موازين خود نشان داده ‌مي شود؟>‌ ‌خاتمي در ادامه اظهار داشت: وقتي در انتخابات، اختلاف نظر پيش آمد، امام به نفع مـردم مـوضع مي‌گرفتند بدون اين كه دخالت كنند. يعني داور ‌بي‌طرفي مي‌گذاشتند كه جريان را بررسي كند و ماجرا آن گونه كه واقع شده، تحقق پيدا كند و طرفين دعوا به ‌نحوي قانع شوند و به نفع مردم اختلاف خاتمه پيدا كند. يك زماني صحبتي پيش آمده بود كه مردم عوام هستند و ‌علما بايد براي مردم تصميم بگيرند. امام در پاسخ اين مطلب فرمودند كه در گذشته مي‌گفتند كه علما در سياست دخالت نكنند، امروز مي‌گويند كسي جز علما در سياست دخالت نكند كه اين بدتر از اولي است. چون در قسمت اول فقط يك قشر و صنف از جامعه را محروم مي‌كردند ولي در قسمت دوم مي‌خواهند همه جامعه را به نفع يك قشر، محروم كنند. اين تعبير امام بود.‌ ‌رئيس دولت اصلاحات گفت: ما ‌امروز نه تنها به سمت چشم‌انداز بيست‌ساله حركت نمي‌كنيم بلكه كاملا از اهداف چشم انداز بيست ساله دور ‌شديم. اين انحراف است يا سياست‌هاي كلي كه در عرصه اقتصاد و ديگر عرصه ها وجود دارد؛ البته نه به اين ‌معنا كه كاري نشده، تلاش شده ولي مهم اين است كه در عمل، پايبندي وجود ندارد. كساني هستند كه سلايق ‌خاص خود را دارند و به جاي اين معيارها كه ممكن است اشتباه هم داشته باشد – وحي منزل كه نيست – ولي ‌اين افراد سلايق خود را عين حقيقت، عين مصلحت و عين امنيت مي‌بينند و به خودشان اجازه مي‌دهند با ‌كساني كه با اين سلايق سازگار نيستند، هر گونه رفتاري شود. خاتمي افزود: بايد ببينيم كه چه كساني قانون را به نفع سلايق و علايق خود كنار مي‌گذارند و آنها هستند كه نبايد محور همه كارهاي جامعه باشند؛ نه به اين معني كه از صحنه اجتماع بيرون بروند. كساني هستند كه قانون ‌را قبول ندارند و سلايق خود را بر قوانين ترجيح مي دهند. به خاطر به دست گرفتن امكانات، اين سلايق را اعمال مي‌كنند ولو به قيمت از دست رفتن سرمايه ها باشد. اين افراد نبايد محور كار باشند. وي اين پرسش را مطرح كرد كه <بايد ببينيم در مورد وحدتي كه امروز گفته مي‌شود، مراد از اين وحدت چيست و چقدر عملي است و چقدر عملي نيست؟‌>‌ ‌رئيس دولت اصلاحات خاطرنشان كرد: اگر ملاك و معيار، قانون باشد، وقتي كه يك حادثه‌اي در جامعه‌اي رخ مي‌دهد و يك طرف كه اعتراض دارد كاملا محدود مي‌شود و جريان‌هايي مي‌ا~يند و شروع مي‌كنند مخالفانشان را ‌به همه اتهامات متهم مي‌كنند و اين اتهامات واهي، مبناي برخورد با افراد مي‌شود، اصلا جايي براي بحث و گفتگو و وحدت باقي نمي‌ماند. آنها مي گويند وحدت يعني اينكه هر كس كه مطابق سليقه ما نيست و هر كسي ‌كه به رفتار و روش ما اعتراض دارد بايد به هر قيمتي كه شده حذف شود و امكانات همدر اختيارشان قرار مي‌گيرد ‌و اعمال مي شود. از طرف ديگر جريان ديگري كه احساس مي‌كند دلش براي اسلام مي‌سوزد، براي انقلاب مي‌سوزد و نسبت به سرنوشت انقلاب و جامعه مسئول بوده و به همين دليل در عرصه، حضور به هم رسانده، ‌متهم شده است به همه اتهاماتي كه هيچ كدام را قبول ندارد. خُب، با چه كسي به وحدت برسد؟ اول بايد اصولي ‌را براي وحدت در نظر بگيريم. امروز در جامعه، حوادثي رخ داده كه بسياري از آنها مطلوب نبوده و امروز كساني كه ‌به هر حال، هم تبليغات و هم امكانات مختلف جامعه را در اختيار دارند مي‌خواهند به جامعه القا كنند و تحميل كنند ‌كه حوادثي كه رخ داده عين حقيقت بوده و هر كس با اين موضوع مخالفت كند مخالف اصل انقلاب است و با آن ‌برخورد مي كنند.‌ ‌خاتمي افزود: اگر يك جريان و يك سليقه، همه فضا را به دست گيرد، طبعا وحدتي كه مي‌گويد همه كساني كه اعتقاداتي دارند، آن را كنار بگذارند، منطقي نيست. البته من قبول دارم كه هميشه سـوءاسـتـفـاده دشـمـن هست. ‌همان جور كه بعضي مي‌گوينداز كساني كه اعتراض دارند سوءاستفاده شده، بنده هم مي‌توانم بگويم از كساني كه آن رفتارها را انجام دادند و مي دهند و منجر به اعتراض مـردم شـد، سـوءاستفاده شده است.دشمن از آن ‌سوءاستفاده مـي‌كـنـد. دشمن بدش نمي‌ا~يد كه به دنيا بگويد در جمهوري اسـلامـي، آزادي نـيست.‌ ‌رئيس‌جمهور سابق كشورمان گفت: ما نبايد دايره را تنگ كنيم و يك جريان و يك گروه بگويد كه من عين نظامم يا ‌عين انقلابم و هر كس با من مخالف است، ضد انقلاب و ضد اسلام است و بايد حذف شود يا ترور شخصيت شود ‌يا از صحنه خارج شود يا جلوي حضور او در عرصه حاكميت گرفته شود. همه اينها، مخالف معيارهاي حضرت امام ‌است. وي خاطرنشان كرد: بنده معتقدم مشكل كار اين است كه بعضي سلايق – با حسن نيت يا غير حسن نيت – خود را ‌عين انقلاب و اسلام مي‌دانند و مخالفان خود را ضد اسلام و ضد انقلاب مي دانند و خود را مجاز مي دانند كه هر گونه رفتاري با مخالفان خود داشته باشند. مهم اين است كه اگر اينها در جـمـهوري اسلامي ايران محور كار ‌بشوند، مشكلاتي را ايجاد مي‌كنند كه هم اكنون ايجاد شده است.

منبع : آفتاب یزد
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 1:35  توسط محمدعلي كهن پور  | 

این یکی از جدید ترین صحبت های رئیس جمهور محبوب پیشین سید محمد خاتمی می باشد که البته اون صحبت هایی که قول داده بودم نیست اما اون رو هم میزارم

 

حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین کشورمان با اشاره به شرايط فعلي جامعه گفت: بزرگترین خسارت وارد شده، اهانت به ملت است. حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود به سوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت را اغتشاش بنامندو به مردم اهانت کردند و برای مقابله آن رفتارهایی کردند که به هیچ‌وجه با معیارهای اسلامی، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زیان‌های بزرگی به بار آورد.

رییس دولت اصلاحات که در دیدار با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد سخن می گفت، در ادامه افزود: متاسفانه فضایی ایجاد شد که تلفات زیادی دادیم، به حیثیت‌ها لطمه خورد، انسان‌های بزرگی دستگیر شدند و انسان‌هایی مورد هجمه همه‌جانبه قرار گرفتند. این فضای یک‌جانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن چهره‌هایی که واقعا سرمایه نظام هستند، روش‌هایی نخ نما است که نتیجه عکس می‌دهد و قضاوت جامعه قضاوت دیگری خواهد بود. چون اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و می‌دهد ناراضی است، وقتی در توجیه آن عمل غلط، رفتار غلطی با افراد و شخصیت‌ها می‌شود قضاوت مردم عکس آن چیزی است که مطلوب بعضی جریان هاست.

به گزارش بنیاد باران، سیدمحمد خاتمی در ادامه تاكيد كرد: به صراحت به شما بگویم، الان صحبت از دعوای راست و چپ، اصولگرا و اصلاح‌طلب نیست، صحبت برسر این است که جریان تنگ‌نظر، خشونت گرا و یک سو نگر متحجر و متوهمی که بسیاری از آنان سابقه چندانی در انقلاب ندارد، امتحانشان را نداده یا به بدی پس داده اند، می‌خواهند همه آنهایی را که نمی‌پسندند از صحنه بیرون کنند، نه تنها از عرصه حاکمیت بلکه در جامعه نیز و از نظر آنها حتی اصولگرای با شخصیت هم نباید در جامعه حضور داشته باشد.

وی افزود: این جریان، اصلاح‌طلب را متهم می‌کند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام است و نتیجه اعمال این جریان رقم خوردن عرصه به گونه‌ای است که تصویری از اسلام و انقلاب نشان داده می شود که فقط عده معدودی که امکانات وسیعی در اختیارشان هست از آنها نمایندگی می‌کنند و جز آنها همه باید از صحنه بیرون روند.

سیدمحمد خاتمی تصريح كرد: با زور و روش‌های پلیسی و نظامی می توان برای مدتی روش، شیوه و استراتژی را پیش برد ولی این روش‌ها و استراتژی‌ها نمی‌توانند دوام پیدا کنند.
رییس جکهور پیشین ایران با تاکید بر اینکه نمی‌توان با برخورد سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت درازی از نظام حفاظت کرد، افزود: چرا باید اسلام را به گونه‌ای عرضه کنیم که بخش‌هایی از جامعه از اسلام زده شده یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست زده شوند؟ این مسایلی است که امروز شاهد آن هستیم و به همین دلیل می‌گویم نتیجه روش‌هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می‌کند، براندازی است.

وی افزود: گفته می‌شود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! اما حرف زدن برای چه کسی مشکل است؟ برای کسانی‌که به اصل انقلاب و راه امام پایبندند و حتی در این زمینه نقش مهمی در پیروزی و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشته‌اند و بارها گفته‌اند آن چه می‌خواهیم همان حقیقتی است که مورد خواست این ملت بزرگوار بود، مورد تایید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و بصورت قانون اساسی تبلور پیدا کرد. کسانی که راه و رسمی که بدان معتقدند همان راه و رسمی است که با واقعیت تطبیق می‌یابد و به مصلحت و خواست جامعه است.

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد: باعث تاسف است که واقعا امروز حرف زدن برای کسانی که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردمشان، به انقلاب، اسلام و امامشان نگاه می‌کنند مشکل شده است و اینگونه القا می‌شود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظامی که حاضرند خود این افراد،حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن بدهند.
وی با تاکید بر اینکه "مشکل بزرگی است که این افراد نتوانند حرف بزنند"، گفت:اگر اینها نتوانند حرف بزنند می‌دانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟ آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هسته‌های عمل به وجود می‌آید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانه‌های آن را در جامعه می‌بینیم.

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد: وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته می‌شود، هیجان ایجاد شده و بعضی صداهایی شنیده می‌شود که مطلوب نیستند، اگر در بخش‌هایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد کم لطفی قرار می گیرد، علتش این است که آنهایی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، نمی‌توانند حرف خودشان را بزنند و آن‌گاه کسانی حرف می‌زنند که به اصل اعتقاد ندارند.
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد: وقتی حرف کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوی کسانی پیش می‌آید که اصل را قبول ندارند.

خاتمی با بیان اینکه "ما همچنان بر حرف‌های اصلی خود استوار هستیم"، گفت: انقلاب اسلامی منشا هویت ماست و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ماست. جمهوری اسلامی ماحصل مردمی‌ترین انقلابی است که در تاریخ رخ داد وبرای ما مقدس است و البته در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می‌کنیم از مردم و رای و حقوق مردم دفاع می‌کنیم.

رئیس دولت اصلاحات افزود: معتقدیم کسانی که به رای مردم معتقد نیستند، با این انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه‌اند؛ این راه و رسم ماست و صحبت ما این است بیاییم همین قانون اساسی را پیاده کنیم.

وی با طرح این سئوال که "چرا قانون اساسی زیر پا گذاشته می‌شود؟" گفت: مگر قانون اساسی اجازه فعالیت تشکل‌ها، اظهانظر و حضور آزاد مردم را نداده است؟ مگر ما با شیوه‌هایی که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند، مگر حضرت امیرالمومنین با بدترین مخالفانش برخورد می‌کرد

منبع : وبلاگ رسمی پیام همدانی مجرد

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 1:7  توسط محمدعلي كهن پور  | 

دموكراسی از نوع امریکایی رو ببینید و خودتون قضاوت کنید. این عکسها رو برام فرستادن اما بخاطر اینکه عکسهای بعضا غیراخلاقی هستند معذرت میخوام اما چون الزام در آگاهیست این عکسها رو لینک میکنم تا ببینید این امریکایی ها با این همه ادعای حقوق بشر چقدر آدمهای کثیفی هستند. البته این عکسها مربوط به زمان بوش می باشد.

دموکراسی امریکایی1

دموکراسی امریکایی2

دموکراسی امریکایی3

دموکراسی امریکایی4

دموکراسی امریکایی5

دموکراسی امریکایی6

حالا حتی تصور چنین چیزی هم برای فرزندان ایران اسلامی در ایران عزیز ممکن نیست. بعد از این همه مدت چی شد که ما به اینجا رسیدیم. هرچی شد از این به بعد نخبگان جامعه باید با وحدت و پشتیبانی از اصل نظام جمهوری اسلامی و البته ولایت فقیه (معتقدم کشور ما به یک رهبر اون هم از جنس دینی احتیاج داره و البته من به رهبر امروز اگرچه اعتقاد دارم اما انتقاد هم دارم و بازم البته امیدوارم سایه ایشون بالای سر ملت باشه چون اعتقاد دارم در نبود ایشون این روحیه و رویه خطرناک بیشتر نمود پیدا میکنه) اون رو درست کنند. اگر نخبگان وحدت نداشته باشن و به موارد بی تفاوت باشند ، این جریان خاص فعلی با یک روحیه و رویه خطرناک معلوم نیست ما رو به کجا می بره. ما همه مسئولیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 23:45  توسط محمدعلي كهن پور  |